فرا روانشناسی
آیا تا به حال درباره «فرا روانشناسی» چیزی شنیدهاید؟… اگر در ویکیپدیا و منابع رسمی بگردیم میتوان چنین تعاریفی را دید:
اولین بار واژه فرا روانشناسی قبل از ۱۸۸۹ توسط روانشناسی به نام «ماکس دسویر» Max Dessoir ایجاد شده بود. با این حال جی.بی.رینه (J.B.Rhine) در دهه ۱۹۳۰ این واژه را به منظور نشان دادن تغییر چشمگیر و اساسی به سمت روشهای آزمایشگاهی در مطالعه پدیدههای روحی-روانی جایگزین واژه تحقیقات روحی-روانی کرد.
اما مطالعات نشان میدهد که اولین کسی که از این اصطلاح استفاده کرد، «زیگموند فروید» بود. در واقع این فیلسوف و روانشناس بعد از سالها تحقیق در روانشناسی و فلسفه به حقایق بزرگی رسید. تعدادی از آنها را به شکل مقاله در آورد ولی بعد همه آنها را با دست خودش از بین برد.در آن زمان همه دانشمندان و محققین سعی میکردند به شکلی وسواسگونه همه پدیدهها را کاملن، علمی بررسی و توجیه کنند. فروید اما به حقایقی رسیده بود که شاید بهتر باشد بگوییم ورای علم تعریف شده آنزمان بود.تعریف علمی فراروانشناسی بسیار گسترده است.
فراروانشناسی یک علم حاشیهای محسوب میشود. دانشمندانی نظیر «ری هایمن» (Ray Hyman) در صدر منتقدان فراروانشناسی هم از لحاظ روش شناختی فراروانشناسان و هم از لحاظ نتایج بدست آمده توسط فراروانشناسان قرار دارند. همچنین بسیاری از دانشمندان صاحبنام نیز که به محققان شکاک معروفند نشان دادهاند که نقصهای روششناختی بسیار بهتر از توضیحهای ناهنجار پیشنهاد شده توسط فراروانشناسان میتواند دلیل بدست آمدن آن دسته از نتایج به ظاهر موفقیتآمیز فراروانشناسان را توضیح دهد. برخی منتقدان عنوان کردهاند که فراروانشناسی از خط علم به سمت شبهعلم متمایل شده است. تا این زمان، هنوز هیچ مدرکی که وجود پدیدههایی ماورا الطبیعه را اثبات کند توسط بنیادهای معتبر علمی (scientific community) پذیرفته نشده است.
برداشت کلی که میتوان از این واژه کرد البته به شکل بسیار بسیار ساده اینست که یک انسان بتواند بوسیله انرژیهای درونی و یا دریافت آن از بیرون، توانا شود. عجیب است که فروید در زمانه علمگرایی و در جایی که همه سعی میکردند از برداشتهای شخصی یا متافزیکی به دور باشند به این موضوع پرداخت و شاید به دلیل رد آن از جانب دیگران یا نگرانیهای دیگر مقالاتش را از بین برد. به هرحال بعد از او خیلیها به این مسئله پرداختند و تعابیر جدیدی از این واژه بوجود آمد و همچنان ادامه دارد.امروز هم به این رشته پرداخته میشود. هزینههای بسیاری برای فهم وجود یا عدم وجود اینگونه انرژیها و چگونگی بهرهبرداری از آن در جوامع فرهنگی مختلف صرف شده و میشود. اما اگر شما با صرف وقتی کوتاه به جستجوی این کلمه در اینترنت بپردازید به راحتی متوجه خواهید شد که از سوی برخی این علم با فالبینی و یا تخیلاتی از این دست همراه شده است، در صورتی که در ذات، مبانی تحقیقی و مشخص این شاخه از روانشناسی بر پایهای کاملن علمی و دور از هرگونه فضای متافیزیک و یا خرافی، مبتنی است. فروید در زمان خود نیز به این دلیل که نمیتوانست تمام زوایای مباحث مربوط به فراروان شناسی را ترسیم و توضیح دهد با این پیشبینی که احتراز کند از سواستفاده بعضی در جهت پردازش و بسط گسترش خرافات در علم روانشناسی تحقیقات خود را معدوم نمود، تا با گذر زمان و گسترش علوم در زمانهای آینده افرادی همت به تبیین و تحلیل و معرفی بیشتر این رشته به جامعه انسانی در جهان نمایند.