داستانهای آموزنده - چه نعمتيه اين فراموشی (آلزايمر)
چمدانش را بسته بودیم
گفتم: مادر من، دیر میشه ، چادرتون هم آماده ست، منتظرند قرآن و نان روغنی و … همه چیزهای شیرین دوباره در خانه بودند
منبع: پارسینه |
فناوری | هوش مصنوعی | طراحی | کسبوکار| سبک زندگی | آموزش
چمدانش را بسته بودیم
گفتم: مادر من، دیر میشه ، چادرتون هم آماده ست، منتظرند قرآن و نان روغنی و … همه چیزهای شیرین دوباره در خانه بودند
منبع: پارسینه |