پرواز اندیشه و ساخت فردا

فناوری | هوش مصنوعی | طراحی | کسب‌وکار| سبک زندگی | آموزش

اگر جهان فقط همین جهانی نباشد که می‌بینیم؟

سه شنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۵، 21:25

گاهی یک کتاب علمی فقط اطلاعات جدیدی به ما نمی‌دهد؛ بلکه اندازه‌ی ذهنمان را تغییر می‌دهد.

کتاب «جهان‌های موازی» (Parallel Worlds) نوشته‌ی میچیو کاکو از همین جنس کتاب‌هاست.

کتابی درباره‌ی کیهان، مهبانگ، سیاه‌چاله‌ها، ابعاد بالاتر، نظریه ریسمان و سرنوشت احتمالی جهان.

اما در پشت تمام این مفاهیم پیچیده، یک سؤال ساده پنهان شده است:

آیا واقعیتی که ما می‌بینیم، تمام واقعیت است؟

وقتی انسان به آسمان نگاه کرد

انسان هزاران سال به آسمان نگاه کرده است.

ستاره‌ها را دیده، حرکت سیارات را دنبال کرده و درباره منشأ جهان سؤال پرسیده است.

اما تصور ما از جهان همیشه ثابت نمانده.

زمانی زمین مرکز عالم بود.

بعد فهمیدیم زمین فقط یکی از سیارات منظومه شمسی است.

بعد فهمیدیم خورشید هم فقط یک ستاره معمولی در میان میلیاردها ستاره کهکشان ماست.

بعد فهمیدیم کهکشان ما هم یکی از میلیاردها کهکشان موجود در جهان قابل مشاهده است.

و حالا فیزیک نظری سؤال بزرگ‌تری مطرح می‌کند:

آیا همین جهان قابل مشاهده، تمام چیزی است که وجود دارد؟

جهان ما چگونه آغاز شد؟

یکی از موضوعات اصلی کتاب، داستان پیدایش و تحول کیهان است.

نظریه مهبانگ تصویری از جهانی ارائه می‌دهد که در گذشته بسیار داغ‌تر و چگال‌تر از امروز بوده و از آن حالت اولیه، کیهان منبسط شده است.

اما وقتی فیزیکدانان بیشتر درباره آغاز جهان سؤال کردند، پرسش‌های جدیدی شکل گرفت:

قبل از آن چه بوده؟

چرا جهان چنین ویژگی‌هایی دارد؟

چرا قوانین فیزیک این‌گونه هستند؟

و آیا ممکن است جهان ما تنها یکی از جهان‌های متعدد باشد؟

اینجاست که ایده چندجهانی وارد داستان می‌شود.

جهان‌های حبابی

یکی از ایده‌هایی که در کیهان‌شناسی مطرح شده، این است که ممکن است جهان ما تنها یک «حباب» در ساختاری بسیار بزرگ‌تر باشد.

در برخی مدل‌های تورم کیهانی، فرایند تورم می‌تواند به شکل‌هایی ادامه پیدا کند که جهان‌های جداگانه‌ای شکل بگیرند.

در چنین تصویری، جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم ممکن است تنها یکی از تعداد بسیار زیادی جهان باشد.

البته باید یک تفاوت مهم را فراموش نکنیم:

این ایده به معنای اثبات قطعی وجود جهان‌های موازی نیست.

بخشی از جذابیت کتاب دقیقاً در همین مرز میان چیزی است که فیزیک به‌خوبی پشتیبانی می‌کند و ایده‌هایی که هنوز موضوع پژوهش و بحث علمی هستند.

آیا هر تصمیم ما یک جهان جدید می‌سازد؟

اینجا داستان عجیب‌تر می‌شود.

در کتاب به برخی برداشت‌ها از مکانیک کوانتومی و ایده «جهان‌های متعدد» نیز پرداخته می‌شود.

در تفسیر جهان‌های متعدد، می‌توان به‌طور ساده این‌گونه تصور کرد که نتایج مختلف رویدادهای کوانتومی در شاخه‌های متفاوت واقعیت تحقق پیدا می‌کنند.

اما یک نکته مهم وجود دارد:

اینکه بگوییم «هر بار که من بین چای و قهوه یکی را انتخاب می‌کنم، یک جهان جدید ساخته می‌شود» بیان ساده‌شده و عامه‌پسند این ایده است و نباید آن را به عنوان یک واقعیت تجربی اثبات‌شده تلقی کرد.

همین جاست که مطالعه علم جذاب می‌شود.

گاهی مرز بین «آنچه می‌دانیم» و «آنچه تصور می‌کنیم ممکن است درست باشد» بسیار مهم‌تر از خود داستان است.

نظریه M و ابعاد بیشتر

یکی دیگر از بخش‌های جذاب کتاب، بحث درباره نظریه ریسمان و نظریه M است.

در برخی چارچوب‌های نظری فیزیک، جهان ممکن است ابعاد بیشتری از آنچه مستقیماً تجربه می‌کنیم داشته باشد.

ما سه بعد فضایی را به‌صورت روزمره تجربه می‌کنیم و زمان نیز در توصیف فیزیکی جهان نقشی اساسی دارد.

اما نظریه‌های خاصی در فیزیک نظری ابعاد بیشتری را مطرح می‌کنند.

چرا ما این ابعاد را نمی‌بینیم؟

یکی از پاسخ‌های نظری این است که ممکن است این ابعاد در مقیاس‌هایی بسیار کوچک فشرده شده باشند.

این ایده هنوز به معنای اثبات تجربی وجود چنین ابعادی نیست.

اما همین پرسش نشان می‌دهد که:

آنچه نمی‌بینیم، لزوماً به معنای آن نیست که درباره‌اش نمی‌توان سؤال علمی پرسید.

سرنوشت جهان چه خواهد شد؟

شاید یکی از هیجان‌انگیزترین قسمت‌های کتاب، نگاه به آینده کیهان باشد.

اگر انبساط جهان ادامه پیدا کند، ممکن است در آینده‌ای بسیار دور، ستاره‌ها خاموش شوند، ماده انرژی قابل استفاده کمتری در اختیار داشته باشد و جهان به سمت حالتی بسیار سرد و کم‌تحرک پیش برود.

این سناریو را معمولاً با عنوان مرگ حرارتی جهان یا Heat Death می‌شناسیم.

مقیاس زمانی چنین فرایندهایی آن‌قدر عظیم است که با زندگی انسان قابل مقایسه نیست.

ما درباره آینده‌ای سخن می‌گوییم که بسیار فراتر از عمر تمدن و حتی عمر ستارگان امروزی است.

و اینجا دوباره انسان با یک واقعیت عجیب روبه‌رو می‌شود:

زندگی ما در مقیاس کیهانی تقریباً یک لحظه است.

آیا می‌توان از یک جهان به جهان دیگر رفت؟

کتاب در بخش‌هایی حتی به ایده‌هایی مانند کرم‌چاله‌ها و امکان عبور میان نواحی مختلف فضا-زمان می‌پردازد.

اما اینجا هم باید میان فیزیک نظری و فناوری واقعی تفاوت بگذاریم.

کرم‌چاله‌ها به عنوان راه‌حل‌هایی در معادلات نسبیت عام مطرح شده‌اند، اما ما تاکنون فناوری عملی برای ساختن یا عبور از یک کرم‌چاله نداریم.

بنابراین وقتی درباره سفر به جهان‌های دیگر صحبت می‌کنیم، بخش زیادی از آن هنوز در قلمرو نظریه، مدل‌سازی و گمانه‌زنی علمی قرار دارد.

و شاید همین موضوع جذاب باشد.

علم همیشه با جواب شروع نمی‌شود.

گاهی با یک سؤال شروع می‌شود که هنوز جوابش را نداریم.

چیزی که «جهان‌های موازی» واقعاً به ما یاد می‌دهد

برای من جذاب‌ترین قسمت چنین کتابی شاید خود جهان‌های موازی نباشد.

بلکه محدود بودن نگاه انسان است.

ما جهان را از پنجره حواس خود می‌بینیم.

چیزهایی را می‌بینیم که چشممان توان دیدنشان را دارد.

چیزهایی را می‌شنویم که گوشمان قادر به دریافتشان است.

و با ابزارهای علمی، بخش‌هایی از واقعیت را که حواس ما قادر به درک مستقیمشان نیستند، آشکار می‌کنیم.

تلسکوپ‌ها جهان دوردست را به ما نشان می‌دهند.

میکروسکوپ‌ها جهان کوچک را.

آشکارسازها پدیده‌هایی را ثبت می‌کنند که مستقیماً نمی‌بینیم.

و نظریه‌ها به ما کمک می‌کنند از این مشاهدات، تصویری منسجم‌تر از واقعیت بسازیم.

اما هیچ‌کدام به ما اجازه نمی‌دهند با اطمینان بگوییم:

«این تمام چیزی است که وجود دارد.»

علم یعنی پذیرفتن اینکه هنوز نمی‌دانیم

شاید یکی از ارزشمندترین درس‌های این کتاب همین باشد.

گاهی تصور می‌کنیم علم یعنی داشتن جواب.

اما علم واقعی فقط مجموعه‌ای از جواب‌ها نیست.

علم مجموعه‌ای از سؤال‌های بهتر هم هست.

هر بار که چیزی را می‌فهمیم، ممکن است چند سؤال جدید ایجاد شود.

و شاید این جمله، روح اصلی چنین کتاب‌هایی باشد:

هرچه بیشتر درباره جهان می‌دانیم، بیشتر متوجه می‌شویم که هنوز چقدر نمی‌دانیم.

این ندانستن ضعف انسان نیست.

دلیل ادامه دادن جست‌وجوست.

جهان‌های موازی و DigiBenis

DigiBenis برای من فقط درباره فناوری، هوش مصنوعی، کسب‌وکار یا درآمد نیست.

یکی از چیزهایی که دوست دارم در این مسیر زنده بماند، کنجکاوی است.

همان چیزی که باعث می‌شود درباره پول سؤال کنیم.

درباره ذهن سؤال کنیم.

درباره آینده فناوری سؤال کنیم.

و حتی درباره خود جهان سؤال کنیم.

شاید انسان زمانی رشد می‌کند که حاضر باشد باورهای قدیمی خودش را دوباره بررسی کند.

نه اینکه هر ایده عجیب و جذابی را فوراً باور کند؛

بلکه بتواند بگوید:

«این را نمی‌دانم؛ اما می‌خواهم بیشتر درباره‌اش بدانم.»

شاید جهان از چیزی که فکر می‌کنیم عجیب‌تر باشد

ما روی سیاره‌ای کوچک، در گوشه‌ای از یک کهکشان زندگی می‌کنیم.

ستاره‌ها را می‌بینیم.

کهکشان‌ها را مشاهده می‌کنیم.

درباره آغاز جهان نظریه می‌سازیم.

و تلاش می‌کنیم بفهمیم در نهایت چه چیزی در انتظار کیهان است.

اما هنوز سؤال‌های بزرگی باقی مانده‌اند.

آیا جهان ما تنها جهان است؟

آیا ابعاد دیگری وجود دارند؟

ماهیت واقعی زمان چیست؟

چرا قوانین فیزیک همین قوانین هستند؟

و اصلاً...

چرا به جای هیچ‌چیز، چیزی وجود دارد؟

شاید پاسخ بسیاری از این سؤال‌ها را امروز ندانیم.

اما شاید ارزشمندترین چیزی که علم به انسان داده، فقط پاسخ نیست.

جرئت پرسیدن سؤال‌های بزرگ‌تر است.

وبلاگ DigiBenis | شاید یک مقاله، سؤال جدیدی در ذهنت ایجاد کند.

person احمدصفاربنیس
chat
•••