پرواز اندیشه و ساخت فردا

فناوری | هوش مصنوعی | طراحی | کسب‌وکار| سبک زندگی | آموزش

قوانين ارتباطات:

شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲، 22:3



قانون اول _ در ارتباطات نبايد از خود گذشتگي كنيم! وقتي ما از خودمان مي گذريم، ناخودآگاه ما ، براي ما ايجاد توقع مي كنه.ما با خودمون مي گيم امروز من مي گذرم و اصطلاحا" وا مي دهم تا فردا اون بگذرد و وا بدهد! اين جاست كه بعد از مدتي ضمير نا خود آگاه ما بعد از چند بار از خود گذشتگي مي گه: پس من چي ؟ كي نوبت منه؟ و اين جا ديگه فاتحه ي ارتباط خونده است! بعضي ها فكر مي كنند كارهاي ذهني يعني گذشتن كامل از خود! ابدا"! بله، درسته! شما هر چي ببخشيد، دريافت مي كنيد، اما موقع بخشيدن تصميم بگيريد بي قيد و شرط ببخشيد نه اينكه هر بخششي در شما ايجاد يك طلبكاري نهفته بكنه.

قانون دوم _در ارتباطات هميشه ديوار شيشه اي بين خودتان و ديگران را حفظ كنيد.يعني
هميشه فكر كنيد يك ديوار شيشه اي بين شما و ديگران است! نه اينقدر نزديك بشيد كه اين ديوار ترك برداره و نه اينقدر دور بشيد كه نشه ارتباط برقرار كرد. متاسفانه بيشتر ما عادت كرديم كه با يك سلام همه ي زندگي خودمون رو براي ديگران شرح مي ديم و بعد كه ارتباط قطع شد، تازه پشيمون مي شيم.

قانون سوم _در ارتباطات هميشه ديوار حرمت را حفظ كنيم.عشق يعني احترام.بدون احترام عشقي وجود نداره! اگه ما حرمت ديگران، احساسات و افكار و عقايدشون رو نگه نداريم، كسي هم حرمت ما را نگه نخواهد داشت. يادتون نره دعواي بزرگ از شوخي كوچك شروع ميشه! در ضمن فراموش نكنيم كه، يكدفعه جوگير نشيم! اگر دو نفر خط ارتباطشون پر رنگه و دارن با هم شوخي مي كنن، ما اجازه نداريم فكر كنيم كه مي تونيم همون شوخي رو با اون ها انجام بديم!

قانون چهارم _ ياد بگيريم ارتباط هايمان را تفكيك كنيم.يعني به قول استادم، به خودمون بگيم با اين دوست قراره فقط تا سر كوچه بروم و با آن يكي تا قله ي قاف! با سومي تا پاي پله هم نخواهم رفت!

قانون پنجم _اول خطوط را كمرنگ بكشيم! بله!ارتباطات مثل نقاشيست! اول خطها را كمرنگ بكشيم، اگر مطمئن شديم، درست است، آن ها را پر رنگ كنيم. چون خطوط كمرنگ رو اگر اشتباه باشند، راحت تر از خطوط پر رنگ مي شه پاك كرد. خطوط پر رنگ، حتي اگه پاك بشن، جاي چركشون رو باقي مي گذارن!

قانون پنجم _اولين كار در ارتباطات شكستن حوزه ي مقاومت است! ما سعي مي كنيم ، ارتباط را برقرار كنيم و بعد آن را به ديگري منتقل كنيم. اما اين اشتباهه! چون ضمير ناخود آگاه هر انسان، به صورت ذاتي، سدي از مقاومت ايجاد مي كنه. اگه ما متوجه ي اشتباه شخصي بشويم و به او بگوييم "بيا به تو ياد بدهم ، چون داري اشتباه مي كني!" او حتما" مقاومت مي كند و ضمير نا خود آگاهش شروع به لجبازي مي كند. اين ارتباط ، راه دارد.در واقع بايد فراموش نكنيم كه ارتباط ، برخورد دو ضمير نا خود آگاه به هم است نه برخورد فيزيكي دو آدم با هم! پس مهمترين چيز در يك ارتباط، اين است كه حوزه ي مقاومت مخاطب شكسته بشود تا بپذيرد كه با شما ارتباط برقرار كند.قانون مي گويد: راه اين كار همانند سازي است!

قانون ششم _ اول همانند سازي انجام مي شود بعد انتقال ارتباط! نه بر عكس! " بندلر" مي گويد: " وقتي نمي تواني كسي را شكل خودت بكني، خودرا مثل او بكن! " انگليسي ها مي گويند: " وقتي در روم هستي، همان كاري را بكن كه رومي ها مي كنند! " به اين مي گويند " همانند سازي". همانند سازي يعني وجه مشركي پيدا كن كه بتواني از آن طريق به دل مخاطبت نفوذ كني! يعني ببينيد، طرف مقابل شما چه چيزي را دوست دارد. مثلا" اگر كسي بخواد با يك فيزيك دان كوانتم ارتباط برقرار كنه، نمي تونه در اولين برخورد از يك مرغداري با اون حرف بزنه و نظرش رو جلب كنه! وقتي كسي از شعر متنفره، نميشه با خوندن شعر ، به اون نزديك شد!


قانون هفتم _ براي چيزي به نام دوستي بايد وقت بگذاريد و بهايش را هم بدهيد! ممكنه بگيد اصلا" چرا بايد براي يك ارتباط اين همه كار رو بكنم؟چرا بايد زحمت همانند سازي به خودم بدم؟ يادتون نره اين يك انتخابه! پس منتش رو سر طرف مقابلتون نگذاريد!

قانون هشتم _ در ارتباطات،آنچه را بر خود نمي پسندي، بر ديگران هم نپسند!اگه واقعا" تمايل به ايجاد يه ارتباط درست و پا برجا دارين، آنچه را كه بر خود نمي پسندين بر ديگري هم نپسندين! اگه دوست ندارين، طرف مقابلتون به شما دروغ بگه، پس شما هم دروغ نگين! اگه كسي مدام پشت ديگران حرف مي زنه، نبايد ناراحت بشه كه ديگران پشتش حرف بزنند! چون از هر دست كه بدين، از همون دست، پس مي گيرين.( قانون كارما)
هر وقت مشكلي در ارتباط شما با كسي پيش اومد، هر وقت از رفتار كسي دلخور شدين، حتما" فكر كنيد آيا خودتون مشابه اون رو انجام ندادين ؟ هر توقعي كه از طرف مقابلتون داريد، فكر كنيد آيا خودتون در همون شرايط حاضرين اون كار رو انجام بدين؟


قانون نهم _ ياد بگبريم در آدم ها نكات مثبتشان را پيدا كنيم و به آنها بگوييم. اگه ما با ديگران احساس رقابت كنيم، نمي تونيم هرگز از اونها تعريف كنيم.وقتي احساس رقابت با ديگران مي كنيم كه خودمون رو با ديگران مي سنجيم.در حالي كه اين اشتباهه.ما فقط بايد خودمون رو با خودمون مقايسه كنيم چون هر كدوم از ما منحصر به فرديم! پس در ارتباطات وقتي نقطه ي مثبتي از كسي مي بينيم ، بايد حتما" به اون بگيم. يادتون باشه بايد حقيقت مثبت آدمها رو ديد و به اون ها گفت. نه اينكه مثلا" به كسي كه دماغ گنده اي داره الكي بگين كه عاشق دماغ اون هستين! در اون دنبال چيز ديگه اي بگردين! مطمئن باشيد در هر آدمي چيزي زيبا براي ستايش وجود داره!


قانون دهم _ يادمان باشد همه ي آدم ها مثل ما ضمير نا خود آگاه و خاطرات و ... دارند.
وقتي به بانك مي ريد و مي بينيد كارمند بانك عصبانيه و كارتون رو درست انجام نمي ده، اول با خودتون فكر كنيد كه شما هم گاهي پيش مي آد كه عصباني هستيد و حوصله ي كسي رو نداريد! اين جوري حد توقعتون در هر ارتباط ، پايين مي آد و در جاي درستش قرار مي گيره

person احمدصفاربنیس
chat
•••