اُشو(Osho) کیست؟
اُشو(Osho) کیست؟
🌀راجنیش چاندرا موهان جین از عرفای هندی و اساتید باطنی است که بین سال های ۱۹۳۱ تا ۱۹۹۰ می زیست. وی در دهه ۶۰ میلادی به نام آچاریا راجنیش و در دهه ۷۰ و ۸۰ باگوان شری راجنیش نامیده می شد اما نهایتاً در سال ۱۹۸۹ میلادی نام اشو را برای خود برگزید. او یک عارف، گورو و فیلسوف هندی بود.
🔰معنای اشو
💠بنا به گفتهٔ راجنیش، او این نام را از واژهٔ اُشِنیک (Oceanic) به معنای «پیوسته به آب دریا و یکی شده با آن» برگرفته است. این نام برای نخستین بار در آثار ویلیام جیمز بکار رفته است.
🔴از آنجا که واژهٔ اُشِنیک (دریاگون) تنها به توصیف و تجربه میپردازد و شامل شخص تجربه کننده نمیشود، راجنیش واژهٔ (اُشو) را برای خود برگزید. او بعدها پی برد که این واژه از قدیم در میان ساکنان خاور دور رواج داشته و به معنای «شخص مقدسی که آسمان بر او گل میافشاند» بکار رفته است.
🔯ارزیابی به عنوان رهبر کاریزماتیک
☢تعدادی از مفسران در مورد جاذبه اُشو، اظهار نظر کردهاند. آنتونی اِستور در مقایسه اُشو با گورجیف مینویسد که اُشو "از نظر شخصیتی بسیار تاثیر گذار" بوده و "بسیاری از کسانی که او را برای اولین بار ملاقات کردند احساس میکردند که احساسات درونی آنها فوراً درک شده و به جای قضاوت شدن با صراحت مورد استقبال قرار گرفته بودند.
✳️به نظر می رسید اشو نوعی انرژی ساطع میکند و امکانات مخفی را در کسانی که با او در تماس بودند بیدار می کند. سانیاسین ها بسیاری اعلام کردهاند که با شنیدن صحبتهای اُشو عاشق او شده اند. سوزان جی پالمر، اشاره کرد که حتی منتقدان به قدرت حضور او اذعان کردهاند. سوزان جیمز گوردون (روانپزشک و پژوهشگر) به یاد میآورد که به طور غیر قابل توضیحی پس از برخورد نگاه اُشو با او و عبورش از درون او خود را مانند یک کودک در حال خندیدن، بغل کردن غریبه ها و اشک قدردانی در چشمانش یافت.
♦️فرانسیس فیتزجرالد پس از گوش دادن به اُشو به این نتیجه رسید که او یک سخنران فوقالعاده بود و شگفتی خود را نسبت به استعداد او به عنوان یک کمدین ابراز کرد؛ توانی که از خواندن آثارش بدان پی نبرده بود. او همچنین کیفیت هیپنوتیک سخنان اُشو را خاطر نشان میکند که اثر عمیقی بر مخاطبان داشت.
❇️هیو میلن (سوامی شیوامورتی)، هواخواه سابق که بین سال های ۱۹۷۳ و ۱۹۸۲ از نزدیک با اُشو به عنوان رهبر گارد آشرام پونا و به عنوان محافظ شخصی او کار میکرد، میگوید در اولین جلسه ملاقات با اُشو حسی ایجاد شد که در ورای کلمات بین آنها منتقل شده بود تهاجمی به حریم خصوصی در بین نبود، (اما حسی که داشتم مانند آن بود که) گویی روح او به آرامی در داخل روح من لغزش کرد و در کسری از ثانیه اطلاعات حیاتی به من منتقل شد.
===============================