در اوج مشکلات شاد باشی و برای راه حل بکوشی!
به دلت نمی دهد
شاد باش، شاد بودن اگر نتواند
مشکلاتت را کم کند اضافه نمی کند.
ارزش واقعی تو زمانی ست که
در اوج مشکلات
شاد باشی و برای راه حل بکوشی!
فناوری | هوش مصنوعی | طراحی | کسبوکار| سبک زندگی | آموزش
در دنیای طراحی سایت،زبان PHP به عنوان یکی از محبوب ترین زبان ها شناخته شده است . این زبان برنامه نویسی به صورت متن باز می باشد و در طراحی وب سایت های سبک داینامیک کاربرد دارد . برخی از نرم افزار های مشهوری که توسط این زبان کد نویسی ایجاد شده اند عبارت اند از joomla ، SFM ، mybb . هم چنین از جمله دیتابیس هایی که در زبان PHP پشتیبانی می شوند sql server و mysql می باشند .
فایل های PHP دارای اطلاعاتی از قبیل کد های html ، متون و اسکریپت های مربوط به آن ها می باشد . کاربران وب سایت قادر به مشاهده ی کد های php نمی باشند و تنها می توانند کد های زبان برنامه نویسی html را ببینند . به بیان دیگر کد هایی که در زبان php نوشته می شوند بر روی سرور ها تفسیر می گردند و خروجی کار با html خواهد بود تا کاربران و بازدیدکنندگان وب سایت بتوانند آن ها را مشاهده کنند .
از جمله فوایدی که استفاده از این زبان برای طراحی سایت شما به همراه خواهد داشت عبارت است از :
سرعت بسیار بالا در زمینه ی اجرا و پردازش
متن باز بودن این زبان برنامه نویسی
Public یا همگانی بودن این زبان
وجود امکان ایجاد وب سایت های داینامیک آن هم به صورت سفارشی
به طور اصولی با استفاده از زبان برنامه نویسی php می توانید تمامی وب سایت ها را طراحی و تولید نمایید و در این نوع از اسکریپت ها به هیچ عنوان محدودیت وجود نخواهد داشت .
طراحی و چاپ ست اداری بصورت مکمل در کنار هم قرار دارند ، یک طراحی خلاقانه و زیبا بدون رعایت استاندارد های چاپ فاقد ارزش است ، بنابراین باید در کلیه موارد از جمله تفکیک رنگ ها، رعایت ابعاد قبل و پس از برش، قالب و ساخت پاکت، شیت بندی مقرون به صرفه، تعیین گرماژ مناسب ست اوراق و نظارت بر چاپ دقت زیادی نمود.
طراحی اوراق اداری می تواند به صورت جز به جز انجام پذیرد که شامل : سربرگ ، انواع پاکت ، کارت ویزیت ، یادداشت ، فولدر ، لیبل ، پاکت سی دی ، اوراق داخلی ، فرم ورود و خروج ، فاکتور ها می باشد ، که می توان طراحی و چاپ بصورت یک پکیج یا بصورت تفکیکی انجام داد.
طراحی ست اداری علی رقم اینکه در ایران تنها بصورت ترجیحا رسمی و معمولی طراحی و به چاپ می رسد، می تواند همراه با خلاقیت باشد، در طراحی ست اداری باید رنگ سازمانی ، المان ها و طرح لوگو شرکت خودنمایی کند زیرا این هویت شرکت است که قرار است پیامی را به مخاطب شما ارسال کند.
تا زمانی که هویت اصلی برند خود را نپذیرید و به آن احترام نگذارید قطعا رشد نمی کند و به آن امیدی نیست.
در زمان حال دیگر دیده شدن کار آسانی نیست و روبرو شدن با بازار عظیم رقبا یک برنامه ریزی دقیق همراه با نو آوری و تفاوت در نمایش را می طلبد.
با دقت در طراحی ست اداری که جز پایه ای ترین موارد معرفی برند است حساسیت بیشتری به خرج دهید.
نکته مهمی که در بیشتر سایتهای ایرانی توجهی به آن نمیشود طراحی صفحه درباره ما یا همان About Us است. اکثر افراد در این بخش مطالبی طولانی و خسته کننده برای کاربر و یا نوشته ای کوتاه و ناقص قرار میدهند که میتواند اعتبار سایت یا شرکت شما را زیر سوال ببرد.
معمولا تصور میشود که کسی به صفحه درباره ما توجهی نکرده و بیشتر به خدمات و محصولات ارائه شده در سایت مراجعه میکنند، این تفکر تا حدی صحیح است ولی زمانیکه قرار است یک بازدیدکننده به مشتری تبدیل شود اهمیت صفحه درباره ما یا درباره شرکت بیش از پیش افزایش می یابد.
بعنوان طراح سایت یا صاحب شرکت تمرکز ما بیشتر بر روی صفحات داخلی سایت و ارائه بهتر محصولات است و این امر موجب کاهش توجه به بخش های اصلی مانند صفحه درباره ما و تماس با ما خواهد شد. در دنیای تجارت امروز، برندها و شرکت های بزرگ در ارتباط با مشتریان و ایجاد احساس شناخت متقابل بسیار موفق عمل کرده اند تا جاییکه شما صاحبان بسیاری از شرکت های بزرگ مانند اپل و گوگل را بخوبی میشناسید و حتی ممکن است زندگینامه آنها را مطالعه کرده باشید. علاقه شما به خوانندگان و هنرمندان تا حد زیادی مدیون شناخت آنها و اطلاع از زندگی شخصی شان میباشد.
چرا شرکت های بزرگ توجه ویژه ای به ارتباط دوطرفه با مشتریان دارند؟ ایجاد شناخت از شرکت شما به چه شکلی قابل انجام است؟ طراحی مناسب و ارائه اطلاعات در صفحه درباره ما میتواند اولین قدم شما در این مسیر باشد. در ادامه ۵ نکته مهم برای نوشتن صفحه درباره ما خوب را بررسی می کنیم.
افراد به دلایل مختلفی به سایت شما وارد میشوند و وظیفه شما شناسایی نیاز و هدف آنهاست. بعنوان مثال یک طراح را بررسی میکنیم؛ برای کاربران مهمترین نکات مشاهده نمونه کارها، نرم افزارهای مورد استفاده و سابقه فعالیت یک طراح خواهد بود. مشتریان بدنبال شخصی هستند که مدرک دانشگاهی معتبر، نمونه کارهای مناسب و خلاقیت کافی داشته باشد و بهترین مکان برای ارائه این اطلاعات صفحه درباره ما یا درباره شرکت خواهد بود.
شما باید تشخیص دهید که چه نوع ادبیاتی برای صفحه درباره ما و ارتباط بهتر با مشتریان مناسب است، این امر مستلزم شناخت مشتریان هدف، گروه سنی و زمینه فعالیت شرکت است. ادبیات مناسب در صفحه درباره ما میتواند موجب ایجاد شناخت نسبی و اعتماد در مشتریان شما گردد. بعنوان مثال اگر شما وارد کننده تجهیزات فنی و مهندسی هستید معرفی شرکت های همکار، ارائه گواهی معتبر نمایندگی و محیط کاری و تعداد کارمندان شرکت در صفحه درباره ما میتواند مشوق مناسبی برای همکاری افراد با شما باشد.
صفحه درباره ما محلی برای معرفی خود و ارتباط بهتر با مشتریان است. در این بخش نباید به معرفی محصولات خود و ارزش های آنها بپردازید بلکه از این فضا برای معرفی اهداف و سیاست های کلی شرکت استفاده کنید، اجازه دهید تا افراد با مطالعه صفحه درباره ما تا حد بیشتری با شما و تفاوت های اساسی شرکتتان با سایر رقبا آشنا شوند.
برای بیان داستان خود و یا شرکتتان میتوانید از تصاویر مناسب نیز بهره بگیرید، ارائه عکس هایی از محیط شرکت و کارخانه، همایش ها و نمایشگاه هایی که در آنها فعالیت داشته اید و یا حتی عکس پرسنل و مدیران شرکت در صفحه درباره ما میتواند تاثیر زیادی بر ایجاد این ارتباط و شناخت داشته باشد.
صفحه درباره ما یا درباره شرکت مکان مناسبی برای معرفی مشتریان برگزیده خود و نظرات آنها در مورد شرکت و یا سایت شما است. از مشتریان خود بخواهید که نظر خود را در چند سطر کوتاه درباره شرکت شما و نحوه ارائه خدمات بنویسند و بخش ویژه ای در صفحه درباره ما به آن اختصاص دهید.
همچنین با معرفی همکاران تجاری و مشتریان شناخته شده خود در صفحه درباره ما براحتی میتوانید اعتماد افراد جدید را کسب کنید.
سایت آقای Justin Delabar یک نمونه مناسب برای طراحی صفحه درباره ما را استفاده کرده است که مناسب سایت های شخصی مانند سایت طراحان گرافیکی یا وبلاگ نویسان است. کوتاه بودن متن، ارائه اطلاعات شخصی، استفاده از تصویر، قرار دادن لوگو همکاران و یک نمونه نقل قول درباره سایت از مشتریان در کنار هم ظاهر زیبا و کارآمدی به صفحه درباره ما بخشیده است.
یک نمونه درباره ما برای سایت شخصی
سایت paravelinc برای صفحه درباره ما و ایحاد ارتباط با بازدیدکننده به خوبی از تصاویر گروه خود استفاده کرده است. همچنین در ادامه نمونه ای از پروژه های انجام گرفته توسط گروه و همایش هایی که در آن حضور داشته اند قرار داده شده است. این نمونه از صفحه درباره ما انتخاب مناسبی برای شرکت های خدماتی و کوچک است.
یک نمونه درباره ما برای شرکتهای کوچک
در سایت B-Reel توجه ویژه ای به محتوا شده است، همچنین اولین پاراگراف به بیان اهداف و اساسنامه شرکت میپردازد. استفاده از تصویر همه کارمندان در کنار هم نشان دهنده برخورداری از پرسنل مناسب و همبستگی میان آنهاست. این نوع ارائه مطالب در بخش درباره ما میتواند انتخاب مناسبی برای شرکت های بزرگتر و یا کارخانجات باشد.
یک نمونه درباره ما برای شرکتهای بزرک و کارخانجات
آیا شما هم ایده خاصی برای صفحه درباره ما در سایت خود بکار گرفته اید یا توجهی به آن داشته اید؟ تجربیات خود را با ما در میان بگذارید.
1- روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش.
2- حداقل سالی یکبار طلوع آفتاب را تماشا کن.
3- برای فردایت برنامه ریزی کن.
4- از عبارت«متشکرم»زیاد استفاده کن.
5- بدان در چه وقت باید سکوت کنی.
6- زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان.
7- احمقانه رفتار مکن.
8- برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر.
9- اجناسی که بچه ها می فروشند را بخر.
10- همیشه در حال آموختن باش.
11- آنچه می دانی به دیگران بیاموز.
12- روز تولدت یک درخت بکار.
13- دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر.
14- از مکانهای مختلف عکس بگیر.
15- راز دار باش.
16- فرصت لذت بردن از خوشی هایت را به بعد موکول نکن.
17- به دیگران متکی نباش.
18- هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با کسی صحبت نکن.
19- اشتباه هایت را بپذیر.
20- بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست.
21- بعد از تنبیه بچه هایت , آنها را در آغوش بگیر و نوازش کن.
22- گاهی برای خودت سوت بزن.
23- شجاع باش , حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی , هیچکس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد.
24- هیچوقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن.
25- به کسی کنایه نزن.
26- از بین کتاب هایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد.
27- به بچه هایت بگو که آنها فوق العاده اند.
28- هرگز به همسرت خیانت نکن.
29- سعی کن همیشه خیلی هوشیار باشی , شانس گاهی اوقات خیلی آرام در می زند.
30- همیشه ساعتت را پنج دقیقه جلو بکش.
31-کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن شاید تنها داروی او باشد.
32-وقتی با بچه ها بازی می کنی سعی کن آنها برنده شوند.
33-هیچگاه در دستگاه پیغام گیر تلفن پیام بی معنی و نامفهوم نگذار.
34-وقت شناس باش.
35-از افراد ناشایست دوری کن.
36-در پول دادن به بچه هایت خسیس نباش.
37-اصالت داشته باش.
38-هیچ وقت به سیاستمداران اعتماد نکن.
39-از حدی که لازم است مهربانتر باش.
40-وقتی عصبانی هستی به هیچ کاری دست نزن.
41-بهترین دوست همسرت باش.
42-تا وقتی شغل بهتری پیدا نکرده ایی شغل فعلیت را از دست مده.
43-سعی کن مفید ترین و با احساس ترین آدم روی زمین باشی.
44-از کسی کینه به دل نگیر.
45-برای تمام موجودات زنده ارزش قائل شو.
46-شکست را به راحتی بپذیر.
47- وقتی پیروز شدی فخر فروشی نکن.
48- خودت را در گیر مسائل بی اهمیت نکن.
49- هرگز به کسی نگو که خسته و افسرده به نظر می آید.
50- همیشه به قولت وفادار باش.
51- تا می توانی جدایی ها را به وصل تبدیل کن.
52- عادت کن که همیشه حتی زمانی که ناراحت هستی خودت را سرحال نشان دهی.
53- زندگی را سخت نگیر.
54- هیچ وقت قمار بازی نکن.
55- وقتی با کار سختی روبرو شدی به خودت تلقین کن که شکست غیر ممکن است.
56- از وسایلت به خوبی محافظت کن.
57- انتظار نداشته باش که پول خوب در مقابل کاری ضعیف بگیری.
58-همیشه بعد از اتمام استحمامت کمی پاهایت را زیر آب سرد بگیر.
59-هیچوقت پرخوری نکن و همیشه به اندازهء تعادل بخور.
60-همیشه برای انسانها دعا کن مخصوصا مریضا.
⛱جرأت کن که خودت باشی .
💌 پشتکار ! تنها مرز بین شکست و پیروزی است .
⛱ از تمبر یاد بگیر که تا رسیدن به مقصد به نامه می چسبد .
💌 اندیشه حقیر ، انسان را حقیر نگه می دارد !
⛱ بزرگ بیندیشید تا بزرگ شوید !
💌همواره به خاطر بسپار : ناممکن وجود ندارد .
⛱ دو گروه قادر به تغییر افکارشان نیستند : احمق ها و مردگان !
💌 اعتراف به ایمان یک انسان در اعمال اوست نه در گفته هایش .
⛱ تنها ذهن های پاک به خرد الهی دست می یابند !
💌وقتی در جستجوی خودت باشی ، خداوند را در کنارت احساس می کنی .
⛱کسی که می پرسد تا پنج دقیقه احمق است ولی کسی که نمی پرسد برای همیشه احمق است .
💌کسی که می بخشد قلب خودش را می شوید و معطر می کند !
⛱ بعضی اوقات روباه باش که دام ها را تشخیص دهی و گاهی شیر باش که گرگ ها را بترسانی .
💌 بزرگترین اشتباه ما در این است که پیوسته از اشتباه کردن واهمه داشته باشیم !
⛱ اگر میخی در مسیر حرکت لاستیک ماشین باشد ، باعث پنچر شدن چرخ های آن می گردد ،
💌دو واژه ” من ”
و ” مال من ” میخ هایی هستند که باعث پنچر شدن چرخ پیشرفت معنوی انسان می گردد !
⛱هدف ما باید در زندگی مشخص باشد : آموختن و عشق ورزیدن !
💌 زیربنای عشق آزادی است . اجبار عشق را پژمرده می کند !
⛱خداوند در ذهن ساکن نیست ، بلکه در دل حضور دارد ، برای شناخت او از دل کمک بگیر!
💌بدون تزکیه و پاک کردن در خود ، تکرار نام خداوند تنها به هدر دادن وقت است !
⛱ اگر تو تجربه ای از عشق نداشته باشی ، آن وقت هیچ تجربه ای از عبادت نخواهی داشت !
💌 گنج تو در وجود توست ، جای دیگر دنبال آن نباش .
⛱ عشق کیمیاگری است .
💌 تنها آن چه را که تجربه کرده ای از آن توست !
⛱به خاطر بسپار : عشق آموختنی است !
💌کسانی که ترس را لمس نکرده اند ، شجاعت را نخواهند آموخت !
⛱ یگانگی خود را بپذیر ، نادانی خود را بپذیر ، مسئولیت خود را بپذیر و سپس معجزه را ببین!
💌 انسان بدون از دست دادن منظره ساحل برای مدتی طولانی ، سرزمین های تازه را کشف نمی کند !
⛱هر چیزی را که در این جهان از دست بدهی ، معادل یا بهترش را به تو خواهند داد !
💌 به زندگی پس از مرگ کاری نداشته باش ، دغدغه ات باید حیات پیش از مرگ تو باشد !
⛱ بشریت رشد خود را مدیون گروهی انگشت شمار است و نه گروه های بی شمار مردم !
💌 زندگی هدیه ای حاضر و آماده نیست ، تو وارث همان حیاتی هستی که خود آفریده ای !
⛱ اگر می خواهی با عشق زندگی کنی ، بایستی آن را با دیگران تقسیم کنی .
روزي سقراط ، حکيم معروف يوناني، مردي را ديد که خيلي ناراحت و متاثراست. علت ناراحتيش را پرسيد ،پاسخ داد:"در راه که مي آمدم يکي از آشنايان را ديدم.سلام کردم جواب نداد و با بي اعتنايي و خودخواهي گذ شت و رفت و من از اين طرز رفتار او خيلي رنجيدم."
سقراط گفت:"چرا رنجيدي؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنين رفتاري ناراحت کننده است."
سقراط پرسيد:"اگر در راه کسي را مي ديدي که به زمين افتاده و از درد وبيماري به خود مي پيچد، آيا از دست او دلخور و رنجيده مي شدي؟"
مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمي شدم.آدم که از بيمار بودن کسي دلخور نمي شود."
سقراط پرسيد:"به جاي دلخوري چه احساسي مي يافتي و چه مي کردي؟"
مرد جواب داد:"احساس دلسوزي و شفقت و سعي مي کردم طبيب يا دارويي به او برسانم."
سقراط گفت:"همه ي اين کارها را به خاطر آن مي کردي که او را بيمار مي دانستي،آيا انسان تنها جسمش بيمار مي شود؟ و آيا کسي که رفتارش نادرست است،روانش بيمار نيست؟ اگر کسي فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدي از او ديده نمي شود؟
بيماري فکر و روان نامش "غفلت" است و بايد به جاي دلخوري و رنجش ،نسبت به کسي که بدي مي کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبيب روح و داروي جان رساند.
پس از دست هيچکس دلخور مشو و کينه به دل مگير و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسي بدي مي کند، در آن لحظه بيمار است.
زماني كه ركاب زدن را فراموش كني.
رؤياهاي كوچك را آرزو نكن، زيرا براي تكان دادن قلبت به اندازه كافي قدرت ندارند.
«فرار از مشكلات» تنها مسابقهاي است كه هيچگاه برنده نداشته است.
اي كاش همه به جايي برسيم كه هر روز بگوئيم:
اي فردا، هرچه ميتواني بكن، من امروز را به تمامي زيستهام.
مشكلات زندگي مانند جدول كلمات متقاطع ميباشند؛ براي حل آنها بايد سراغ مشكلات كوچكتر رفت.
گاهي مشكلات بزرگتر خود به خود حل ميشوند.
درصد كمي از انسانها نود سال زندگي ميكنند مابقي يك سال را، نود بار تكرار ميكنند.
ايستادگي كن
ايستادگي كن
و ايستادگي كن...
و به ياد داشته باش لشكري از كلاغها جرأت نزديك شدن به مترسكي كه ايستادگي را فقط به نمايش ميگذارد ندارند.
فقط آنها كه جرأت شكست خوردن دارند ،موفق مي شوند.
اگر افتادي مهم نيست ...به شرطي كه موقع بلند شدن از زمين چيزي برداري.
وقتي اين همه اشتباهات جديد وجود دارد كه مي توان مرتكب شد ،چرا بايد همان قديمي ها را تكرار كرد؟
موفقيت كليد خوشبختي نيست،بلكه خوشبختي كليد موفقيت است.اگر از كاري كه انجام مي دهي خرسند و راضي باشي،حتما موفق خواهي شد.
انسان سطحي به شانس اعتقاد دارد ولي انسان قدرتمند به علت و معلول معتقد است.
هميشه به خاطر داشته باش كه تصميم خودت براي موفق شدن از هر چيز ديگري مهم تر است.
️آخرین جملات تكان دهنده استیو جابز ( موسس شرکت اپل ) چند ماه قبل از مرگ وی می باشد...
🔹من در دنیای کسب و کار ، به قله ی موفقیت رسیدم . به چشم دیگران ، زندگی من مظهر موفقیت است . اما جدای از کار ، انسان چندان شادمانی نیستم. به هر حال ، ثروت یک حقیقت زندگی است که من به آن عادت کرده ام .
در این لحظه و در حالی که روی بستر بیماری قرار دارم و کل زندگی ام را به یاد می آورم ، در می یابم که تمام شهرت و ثروتی که اینقدر به آنها افتخار می کردم رنگ باخته اند و در مواجهه با مرگ قریب الوقوع من ، معنای خود را از دست داده اند .
در تاریکی ، به چراغ های سبز رنگ دستگاه های کمک حیاتی بالای سرم نگاه می کنم و به سر و صداهای ماشینی آنها گوش می دهم و می توانم نفس مرگ را ، که هر لحظه نزدیک تر می شود ، حس کنم .
حال می دانم ، وقتی به اندازه ای ثروت اندوختیم که تا آخر عمرمان را کفاف بدهد ، باید به مسائل دیگری بپردازیم که ربطی به ثروت ندارند . این مسئله باید چیز مهم تری باشد : شاید روابطمان ، شاید هنر ، شاید رؤیایی که در سال های جوانی در سر داشته ایم . مدام در پی ثروت بودن تنها نتیجه اش این است که فرد تبدیل به موجودی رنجور می شود ؛ درست مثل من .
خداوند حس هایی در وجود هر یک از ما قرار داده است تا بتوانیم عشق را در قلب هر کسی احساس کنیم ، نه توهماتی که ثروت برایمان به ارمغان می آورد .
من نمی توانم ثروتی که در زندگی ام کسب کرده ام را با خودم ببرم . تمام آنچه می توانم با خود ببرم خاطراتی هستند که به واسطه ی «عشق» ثبت شده اند .
این آن ثروت حقیقی است که شما را همراهی خواهد کرد ، با شما خواهد ماند و به شما توان و روشنایی لازم برای ادامه ی مسیر را خواهد بخشید .
عشق می تواند هزاران مایل مسافت را دربنوردد . زندگی محدودیتی ندارد . هر جا که می خواهید بروید . به هر قله ای که می خواهید صعود کنید . تمام اینها در قلب و در دستان خود شماست .
گران قیمت ترین تختخواب جهان کدام است؟
«بستر بیماری …»!
شما می توانید کسی را استخدام کنید که به جای شما اتومبیلتان را براند ، یا برای شما پول در بیاورد . اما نمی توانید کسی را استخدام کنید تا رنج بیماری را به جای شما تحمل کند .
مادیات را می توان به دست آورد . اما یک چیز هست که اگر از دست برود دیگر نمی توان آن را بدست آورد و آن «زندگی» است .
آدم وقتی وارد اتاق عمل می شود ، پی می برد که هنوز یک کتاب باقی مانده که آن را نخوانده است و آن کتاب «زندگی سالم» است .
ما در این لحظه در هر مرحله ای از زندگی خود هم که باشیم ، با گذر زمان ، بالاخره روزی خواهد رسید که پرده ی نمای زندگی مان پایین کشیده خواهد شد .
{برای خانواده ی خود ، همسر خود و دوستان خود عشق بیندوزید . با خودتان خوب رفتار کنید . دیگران را گرامی بدارید و از زندگی لذت ببرید. }
قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.
کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــ بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد!
کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست …
کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم انسان با قلم… آن هم در جامعه ای و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست.
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند،
لایه اش مصرف پیدا کرد
وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت
و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی به کار رفت.
از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند،
وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و … شد
و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند
و بالاخره، این که می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد.
قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود، همه از هم می پرسند:” چه کس مرده است؟ “
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است.
قرآن!
من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام.
یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته،
یکی ذوق می کند که تو را فرش کرده،
یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته،
یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …
آیا واقعا خدا ترافرستاده تا موزه سازی کنیم؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند، آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند! …
اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند، مستمعین فریاد می زنند: ”احسنت …!” گویی مسابقه نفس است …
قرآن! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای! حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول ، یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟
ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند، حفظ کنی، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند.
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو. آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.
آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم
(مرحوم دکتر علی شریعتی، برگرفته از پدر مادر ما متهمیم، مجموعه آثار ۲۲.)
«تا زمانی که در نتیجه قانون ها و رسم ها، وضعی در جامعه پیش می آید که در دوران «تمدن» ، به نام تنبیه افراد، جهنمی فراهم می آورند و سرنوشت انسانی را که ملکوتی است، به سرنوشت شوم تبدیل می کنند؛
تا زمانی که مساله ی دشوار زمان ما، از قبیل انحطاط مردان در نتیجه ی رنج بردن برای به دست آوردن نان و لغزش زنان به خاطر گرسنگی حل نشده است؛
تا زمانی که در برخی منطقه های جهان ، اختناق اجتمایی وجود دارد و تا زمانی که سراسر جهان جهل و بدبختی های ناشی از آن، بر مردم حکومت می کند؛
کتابهایی که نوع و چگونگی آن مانند این کتاب ( بینوایان) است، می تواند بی فایده نباشد.»
ویکتور هوگو
روز جمعه ۱۲ ماه مه سال ۱۸۸۵ در سن ۸۳ سالگی درگذشت.
وصیت او را از زبان خودش بشنوید:
« پنجاه هزار فرانک از دارایی خود را ، به بینوایان
می بخشم.
می خواهم جسد مرا با تابوت
بی چیزان به گورستان ببرند .
دعا و مغفرت کلیسا را
نمی خواهم .
می خواهم مردم مرا دعا کنند.»
چکیده:
نام برخی از مشاهیر برنامه نویسی جهان تا بیاموزیم که بسازیم نه اینکه فقط مصرف کنیم.
Ada Lovelace
(Ada/Algorithm for the analytical engine (1843
آدا لاولیس (دختر پاول لرد ببایرون) در 10 دسامبر 1815 در لندن بدنیا آمد. او توضیحاتی در خصوص ماشین محاسباتی مکانیکی چارلز بابیج ارائه نمود و توانست الگوریتمی کاربردی برای آن پیاده سازی کند، بدین دلیل نخستین برنامه نویس جهان لقب گرفت و زبان آدا را ابداع نمود.
Alan Turing
(Turing Machine (1937
آقای آلان تورینگ، روال و پروسه قابل توجه ای را توسط ماشین تورینگ برای خلق کامپیوترهای مدرن بدوی خلق نمود. او به مفهوم الگوریتم و محاسبات با ماشین تورینگ که ماشین اتوماتیک نیز نامیده میشد رسمیت بخشید. یک ماشین تورینگ می تواند اقتباس منطقی از هر الگوریتم کامپیوتری را شبیه سازی کرده و ویژگی مفیدی را برای تشریح توابع درونی پردازشگر(CPU) ارائه نماید.
John von Neumann
(von Neumann architecture (1945
جان فون نویمن خالق معماریVon Neumannبوده و در طراحی و ساخت اولین کامپیوتر بنام ایناک سهم مهمی داشته است. این معماری باعث ذخیره سازی برنامه ها در حافظه کامپیوتر می شود. این نوع معماری نحوه استفاده یک پردازشگر(CPU) از حافظه(Memory) کامپیوتر برای دریافت و پردازش ساختارها و داده ها را پیاده سازی می کند.
John W. Backus
(FORTRAN (1954
قبل از ابداع زبان برنامه نویسی فورترن، برنامه نویسی بسیار مشکل و طاقت فرسا بود. جان وارنر بکوس دانشمندی آمریکایی بود و رهبری گروهی را برعهده داشت که اولین زبان برنامه نویسی سطح بالا(high-level programming language) را ایجاد کردند. همچنین مخترع فرم بکوس-نائو(BNF) نیز بود که تقریباٌ پر استفاده ترین نمادگر برای تعریف نحو(Syntax) زبانهای صوری است.
John McCarthy
(Lisp (1958
پروفسور جان مک کارتی در سال 1917 در بوستون متولد شد. و در زمینه هوش مصنوعی فعالیت کرد و در سال 1958 زبان برنامه نویسی لیپس را ابداع نمود. این زبان مانند زبان پرولوگ بیشتر برای برنامه نویسی در زمینه هوش مصنوعی بکار گرفته شد. این زبان از نحو ساده ای برخوردار است و تجزیه و پیاده سازی نسبتاٌ آسانی دارد که از اولین زبانهای سطح بالا محسوب می شود.
Donald Knuth
TeX (1978) and MMIX
دونالد کنوت دانشمند کالیفرنیایی و عملاٌ پایه گذار و پدر آنالیز الگوریتمهاست و سهم فراوانی در گسترش مبانی نظری شاخه های مختلف علوم کامپیوتری دارد. همچنین طراح سیستم حروفچینTex و سامانه حروف فراقلم (MetaFont) و مطرح کننده برنامه نویسی ادبیاتانه است.
Ken Thompson and Dennis Ritchie
Unix (1969), B (1969) and C (1972) programming languages
کن تامسون و دنیس مک آلیستر ریچی دو دانشمند آمریکایی هستند که سیستم عامل یونیکس را طراحی نمودند. ریچی به همراه فردی دیگر بنام برایان کرنیگان زبان برنامه نویسیC را طراحی کردند. تامسون هم زبانB را نوشت که سیستم عامل هایی بر اساس این زبانهای برنامه نویسی طراحی و پیاده سازی گردید.
Bjarne Stroustrup
(C++ (~1983
بی یارنه استراس تروپ دانشمندی دانمارکی است که خالق و توسعه دهنده زبان برنامه نویسی همه منظورهC++ است که بواسطه همین زبان دنیای برنامه نویسی را با بکارگیری مفاهیم شی گرایی در زبانC متحول ساخت. او قابلیت های فراوانی بمانند کلاس، شی، ساختارها، توابع مجازی، سربارگذاری عملگرها و... را به زبانC اضافه نمود تا دنیای مجازی برنامه نویسی را کاملاٌ منطبق بر دنیای واقعی پیرامون ما بسازد.
Richard Brodie
(Microsoft Word (1983
ریچارد برودیه دانشمندی آمریکایی و هفتادوهفتمین نفر استخدام شده در شرکت غول مایکروسافت بود که نرم افزارWord را برای آن شرکت با استفاده از زبان برنامه نویسیC++ نوشت. وی چندین تالیف برجسته در زمینه برنامه نویسی دارد.
Richard Stallman
(Emacs editor/Lead architect of the GNU project (1983
ریچارد استالمن یک آمریکایی طرفدار نرم افزارهای آزادopen Source و برنامه نویسی تواناست. او پروژهGNU را برای ساخت سیستم عاملی کاملاٌ آزاد شبیه به یونیکس آغاز نمود و مدیریت و معماری این پروژه را برعهده گرفت. با آغاز بکار این پروژه او نخستین قدم را در جنبش نرم افزارهای آزاد برداشت و در اکتبر 1985 بنیاد نرم افزارهای آزاد را بنا نهاد.
Larry Wall
(Perl (1987
لری وال سازنده و ابداع کننده زبان برنامه نویسی پرل در سال 1987 است. پرل زبان برنامه نویسی است که امروزه بیشتر در زمینه های هوش مصنوعی، ژنتیک، نظامی، تحقیقاتی و صنعتی بطور گسترده ای کاربرد دارد. ساختار این زبان برگرفته از زبان برنامه نویسیC++ است.
(Guido van Rossum a.k.a BDFL (Benevolent Dictator for Life
(Python (1989
گیدو ون روسوم برنامه نویسی هلندی است و شهرت وی بخاطر ابداع زبان برنامه نویسی پایتون است. پایتون زبان برنامه نویسی همه منظوره، سطح بالا، شی گرا، و مفسر است.
Tim Berners-Lee and Robert Cailliau
(HTTP, HTML, World Wide Web (www) (1990
سر تیموتی جان برنز-لی دانشمند انگلیسی کامپیوتر و استاد دانشگاهIT و ریاست کنسرسیوم وب جهان گستر است(www) و تکامل وب را تحت نظر دارد. او مخترعWWW است که همه به بزرگی و عظمت آن واقفیم. او به کمک رابرت کی لیو ارتباط موفقیت آمیزی بین یک میزبان و کاربرHTTP را از طریق اینترنت برقرار نمودند.
Linus Torvalds
(Linux Kernel /Git revision control system (1991
لینوس توروالدز مهندس نرم افزار فنلادی است که با آغاز و توسعه هسته لینوکس و همچنین ساخت نرم افزار گیت شناخته شده است. وی در حدود 2% از هسته لینوکس را شخصاٌ نوشته که یکی از زبانهای آزاد برنامه نویسی مهم در سیستم عامل بشمار می رود.
John D. Carmack
Co-founder of id Software /Game programmer
IT Software یک کمپانی بزرگ تولید بازی در جهان است که جان دی کارمک توانست در آنجا گرافیک و ابعاد را بطور محشری وارد برنامه نویسی نماید و بازی های 3D را پایه ریزی نماید.
Tim Sweeney
Founder of Epic Games/Unreal engine programmer
تیم سوینی توانست در رقابتی در زمینه برنامه نویسی گرافیکی بر کارمک پیروز گردد و مؤسس شرکتی در زمینه موتور طراحی بازی های گرافیکی است. او نویسنده مقاله موتورهای غیر واقعی در برنامه نویسی میباشد. او با موفقیت توانست پردازش تصویر، رنگ بندی پویا و اندازه شناسی واقعی را پیاده سازی نماید.
James Gosling
(Java (1995
جیمز گاسلینگ را پدر برنامه نویسی جاواJAVAنامند. او جاوا را زمانی که در شرکتSun Microsystems کار می کرد ابداع نمود. جاوا از زبانهای برنامه نویسی سطح بالا و بسیار قدرتمندی است که ساختار خود را ازC وC++ گرفته است اما با امکاناتی کمتر و توابعی ساده تر. این زبان از امنیت بسیار بالایی برخوردار می باشد و در آمریکا طرفداران زیادی دارد. او ماشین جاوا را نیز خود نوشتJRM .
David Heinemeier Hansson
(Ruby on Rails (2004
دیوید هانمیر هانسون سازنده و ابداع کننده زبان رابی آن ریلز(Ruby on Rails(ROR می باشد که شرکت اپل در برخی از محصولاتش از این تکنولوژی بهره می برد. این زبانی است تحت وب و آزاد که بطوری ساده بهره بری وب را افزایش می بخشد.
Anders Hejlsberg
(Turbo Pascal (1981), Delphi (1999), C#(~2000
اندرس هگلسبرگ معمار تمامی نسخه های کامپایلر توربو پاسکال و همچنین سه نسخه اولیه بورلند دلفی است و در حال حاضر در شرکت غول مایکرو سافت رهبر و مدیر گروه برنامه نویسی سی شارپC# می باشد.
Rasmus Lerdorf
PHP
راسماس لردوف دانمارکی بوجود آورنده زبان برنامه نویسی همه منظورهPHP است که تحت وب است و زبانی است آزاد و بیشتر برای برنامه نویسی سمت سرور در وب گاههای پویا استفاده می شود.
شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه...!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت :پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد،
نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را...
✍نتیجه:هدف اصلی خلقت، کمک به دیگران، مفید بودن، تکامل و رشد و تعالیست.
ﺍﻭﻝ ﺩﻟﻢ ﻟﮏ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﻭﻡ!
ﺑﻌﺪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯽﻣُﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﻭﻡ!
ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﻮﻡ!
ﺑﻌﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﻢ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭ ﺷﻮﻡ!
ﺑﻌﺪ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﻪ ﺷﻮﻡ!
ﻭ ﺣﺎﻻ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯽﻣﯿﺮﻡ، ﮐﻪ ﯾﮏ ﺩﻓﻌﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ:
«ﺍﺻﻼ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ...!!»
انتهاي بعضي فكرهايت "نقطه" بگذار كه بداني بايد همانجا تمامشان كني
بين بعضي حرفهايت "كاما" بگذار كه بداني بايد باكمي تامل ادايشان كني و بیندیشی
پس از بعضي رفتارهايت هم "علامت تعجب"
و آخر برخي عادت هايت نيز "علامت سوال" بذار
اگر جایگاه تمام علامتها درست بود ،
بدان نمره خوبی در زندگی گرفتی
در غیر این صورت مثل مشق شب ، باید بیشتر تمرین کنی
دو برادر ، مادر پیر و بيماري داشتند ..!!
با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد ..!!
يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد ..!!
چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که :
خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است ..!!
چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق ..!!
همان شب پروردگار را در خواب ديد که وي را خطاب کرد :
به حرمت برادرت تو را بخشيدم ..!!
برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت :
يا رب ، من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشي ..؟؟
آيا آنچه کرده ام مايه رضاي تو نيست ..؟؟
ندا رسيد : آنچه تو مي کني من از آن بي نيازم ولي مادرت از آنچه او مي کند بي نياز نيست ..!!
کتاب فارسي دبستان سال ۱۳۲۴
به فرزندان خود ، " انسان بودن بیاموزیم.
هر"پرهیزکاری"گذشته ای دارد
وهر"گناه کاری"آینده ای
پس قضاوت نکن.
میدانم اگر:
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد...
تا به من ثابت کند.
در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگر یم.
محتاط باشیم، در "سرزنش "
و"قضاوت کردن "دیگران
وقتی ؛
نه از" دیروز او"خبر داریم،
نه از"فردای خودمان".
ثانيه به ثانيه عمر را با لذت سپری کن
در هر کار و هر حال
کار ، تفريح ،رانندگی ،آموختن، مطالعه، آشپزی،نظافت ، خوردن و آشاميدن، عشق ورزی، حرف زدن، سکوت و تفکر، رابطه، نيايش و....
زندگی فقط در رسيدن به هدف خلاصه نشده
مابه اشتباه اينگونه ميانديشيم:
درسم تمام شود راحت شوم
غذايم را بپزم راحت شوم
اتاقم را تميز کنم راحت شوم
بالاخره رسيدم.... راحت شدم
اوه چه پروژه ای... تمام شود راحت شوم
تمام شود که چه شود؟
مادامی که زنده هستيم و زندگی ميکنم هيچ فعاليتی تمام شدنی نيست بلکه آغاز فعاليتی ديگر است..
پس چه بهتر که در حين انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنيم نه مانند يک ربات فقط به انجام دادن بپردازيم به تمام شدن و فارغ شدن..
حتی هنگاميکه دستها را ميشوييم نيز ميتوانيم بالذت اينکار را انجام دهيم
يکبار امتحان کنيد
آب چه زيبا آرام پوست دستتان را نوازش ميکند
به آب نگاه کنيد و لذت ببريد
وآنجاست که احساس خوب زندگی کم کم به سراغتان ميايد..
لذت باعث قدرتمند شدن ميشود به طرز باور نکردنی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس ميشود..
لذت بردن هدف زندگی است
تا ميتوانی همه کارها و فعاليت ها را با لذت همراه کن.. حتی نفس کشيدن که کمترين فعاليت توست..
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ خوشبختی وﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ
آری نقص یا کمبود زیبایی در چهره یک فرد را اخلاق خوب تکمیل میکند..
اما کمبود یا نبود اخلاق را، هیچ چهره ی زیبایی نمی تواند تکمیل کند..
پایه و بنای شخصیت انسان ها بر
رفتاروکردارشان میباشد، و زیباترین شخصیت ها متعلق به خوش اخلاق ترین انسان های دنياست.
🌹🌹تقدیم به شما و همه ی انسانهای نیک سرشت دیگر.
افراد منفی عموما پشت سر کسانی که حضور ندارند حرف زده و از کارهای آنها ایراد میگیرند.
اما گولشان را نخورید، زیرا این کارشان بهمنزله این نیست که به شما اعتماد دارند، بلکه در اولین فرصت احتمال دارد که رازهای خود شمارا نیز برای دیگران گفته و اصطلاحا پشت سرتان غیب کنند.
این حرف بردن و حرف آوردن موجب ایجاد تنش بین دو نفر شده و رابطههای دوستانه را بر هم میزند.
برای دوری از چنین مشکلاتی بهتر است از افرادی که غیبت میکنند دوری کرده و اگر در جمعی حاضر هستید که همگی به این کار مبادرت میورزند، جلوی زبان خود را گرفته و در صحبتهایشان
سهیم نشوید.
این. کارخوبی کرده که گوشهایش راگرفته که هیچی نشنود
"چرا وقتی انجام پروژهای را یک ساله تعریف میکنیم، در یک سال انجام میشود و اگر همان را هشت ماه تعیین کنیم در هشت ماه انجام میشود؟
چرا وقتي براي انجام كاري يك ساعته سه ساعت وقت داريم انجام آن سه ساعت طول مي كشد؟
پاسخ همه این سوالات در "قانون پارکینسون" نهفته است.
بر اساس قانون پارکینسون در مدیریت:
"ذهن، کار را به مدت زمانی که به آن اختصاص داده شده کش میدهد"
در واقع میتوان اینگونه بیان کرد، براساس قانون پارکینسون:
وقت بیشتر = اتلاف وقت بیشتر
کارمند بیشتر = بیکاری بیشتر
دخل بیشتر = خرج بیشتر
لذا به عنوان مدیر، مهم است بتوانیم بر قانون پارکینسون غلبه کنیم و مهمترین تکنیک برای غلبه بر آن:
تعیین مهلت زمانی و ضربالاجل معقول و پایبندی به انجام کارها در زمان تعیین شدهاست.
🌹👈آدم ها زنده هستند، انسان ها زندگی میکنند!
🌹👈آدم ها میشنوند، انسان ها گوش می دهند!
🌹👈آدم ها میبینند، انسان ها عاشقانه نگاه می کنند!
🌹👈آدم ها در فکر خودشان هستند، انسان ها به دیگران هم فکر می کنند!
🌹👈آدم ها میخواهند شاد باشند، انسان ها می خواهند شاد کنند!
🌹👈آدم ها، اسم اشرف مخلوقات را دارند؛ انسان ها، اعمال اشرف مخلوقات را انجام می دهند!
🌹👈آدم ها انتخاب کرده اند که آدم بمانند؛ انسان ها تغییر کردن را پذیرفته اند تا انسان شوند!
🌹👈آدم ها و انسان ها هردو انتخاب دارند،
🌹👈اینکه آدم باشند یا انسان، انتخاب با خودشان است.
👌نیازی نیست انسان بزرگی باشیم، انسان بودن خود نهایت بزرگیست...
🔴👈انتخاب شما چیست؟!
می خواهید یک آدم معمولی باشید یا یک انسان...؟😉
طول انجامد، میتواند فقط ده دقیقه باشد. اما شما حتما باید زمانی را براي
بازسازي انرژي خود صرف کنید و تمرکز دوباره خود را بدست آورید.
قانون 3 :
قانون بخشش را تمرین کنید. بخشش مختص به چیزهاي مادي نیست.
ملاقات یک نفر و داشتن آرزوي موفقیت و سلامتی براي او، لبخند زدن به
شخصی که هرگز در محیط کار با او صحبت نکرده اید، پیشنهاد استراحت به
شخصی که احساس خستگی می کند، و کارهایی از این دست، همه به نوعی
بخشش کردن هستند. تمام این کارها بر اساس " محبت بی قید و شرط "
انجام دهید. به عبارت دیگر کارها را بدون چشمداشت انجام دهید.
قانون 4 :
از قضاوت کردن دیگران نگران نشوید. توجه داشته باشید که بیشتر مردان
موفق بیشتر از دیگران شکست خورده اند. تنها تفاوت آنها این است که آنها
شکست را بد و منفی نمی پندارند، بلکه آنها را به عنوان درسی آموزنده و
آزمونهاي سازنده می پندارند. ما با تصمیم گیري صحیح و تسلیم نشدن به
رویاهایمان دست خواهیم یافت.
قانون 5 :
به افرادي که شما را مایوس می کنند توجه نکنید. اگر به خودتان اعتقاد دارید
به صداي قلبتان گوش کنید و آن را دنبال کنید. با افراد منفی که سعی می
کنند شما را مایوس و به پائین بکشند، نشست و برخاست نکنید. با افراد
مثبتی که شما را حمایت می کنند ارتباط برقرار کنید.
قانون 6 :
بدانید که احترام بدست آوردنی است. اغلب باید آن را با سفت و سخت بودن
بدست آورید. هرگز براي اینکه مورد توجه و محبوب باشید، راه آسان را انتخاب
نکنید. به جاي انجام کارهاي ساده، هر کاري که درست است را انجام دهید،
به همین خاطر حتی اگر کسی شما را دوست نداشته باشد به شما احترام
خواهد گذاشت.
قانون 7 :
از مسابقه جاسوسی خارج شوید و شرطی شدن از هر آنچه که جامعه و رسانه
ها براي شما در نظر گرفته اند را متوقف کنید. اگر با خود و زندگیتان صادق
باشید، خوشنودي و آرامش درونی را خواهید یافت. تنها راهی که شما می
توانید جواب سوالات را پیدا کنید، مسدود کردن تمام اثرات خارجی و گوش
کردن به صداي درونی خود است. رسانه ها همیشه سعی دارند تا تفکرات شما
را تحت کنترل خود در آورند و باعث می شوند تا آخرین شور و شوق شما را
نصیب خود کنند. چرا؟ به این دلیل که آنها توسط دولتها کنترل می شوند،
کسانی که میخواهند شما همه چیز را بخرید و بدهی داشته باشید. به همین
خاطر اگر شما بدهی داشته باشید می بایست کار کنید و بدهی ها را پرداخت
کنید. دولتها براي ادامه کار خود نیاز به مالیاتهاي شما دارند. اگر شما هیچ
قرضی نداشته باشید و در زندگی به چیزهاي ساده راضی باشید و بیش از
پولتان خرج نکنید، شما آزاد خواهید بود.
قانون 8 :
شور و عشق خود را دوباره بدست آورید. آیا براي یک روز جدید، هیجان زده و
با خوشنودي از خواب بیدار می شوید؟ یا با آه و ناله بیدار می شوید؟. درباره
آن فکر کنید، چه چیزي باعث می شود تا اشتیاق به زندگی را از دست
بدهیم؟ جواب ساده است ... توقع!. ما کار انجام می دهیم چون توقع برگشت
آن را داریم. وقتی اوضاع بر وفق مراد ما نیست، بکلی نا امید و افسرده می
شویم. محبت بی قید و شرط را تمرین کنید و هر آنچه را که واقعا خواستار
انجام آن هستید انجام دهید. این کار مایه خوشی می شود و باعث می شود تا
احساس خوبی داشته باشید، بدون اینکه توقع چیزي را داشته باشید. قوانین
عالم این چنین هستند که هر چیزي به سمت شما بر خواهد گشت. بنابراین
چون شما هیچ توقعی ندارید، هر آنچه که به شما برسد بسیار بزرگتر و بهتر
جلوه خواهد کرد. زندگی شبیه آینه است، هر آنچه را که جلوي آن قرار دهید
همان منعکس خواهد شد. قضیه به همین سادگی است.
قانون 9 :
قیمتی ترین سرمایه اي که دارید، جسم شماست. پس مراقب آن باشید.
درست تغذیه کنید، ورزش کنید و خوش اندام بمانید.
قانون 10 :
یاد بگیرید که در حال زندگی کنید. اگر شما افسرده و منفی باف هستید، به
این خاطر است که شما در گذشته زندگی می کنید. اگر شما عصبی و نگران
هستید، به این خاطر است که شما در آینده زندگی می کنید. به این جمله
هر چیزي
فکر کنید : "هیچ چیزي در گذشته و آینده رخ نداده و نمی دهد."
که در زندگی شما اتفاق خواهد افتاد، الان رخ خواهد داد. شما نمی توانید در
این رابطه کاري انجام دهید. شما نمی توانید گذشته را تغییر دهید، گذشته
اتفاق افتاده و پایان یافته است.
این درست است که اعمال امروز شما بر آینده شما تاثیر دارد، اما دقیقا در این
لحظه، شما در حال زندگی می کنید. نمی دانید که چقدر از زمان حال،
گذشته است، پس چرا از زمان حال بهترین استفاده را نمی برید. با زندگی
کردن مستمر در زمان حال، دیروز خاطره خوبی خواهد شد و آینده همان
چیزي خواهد شد که در نظر دارید.
در فرهنگ فارسی اشعار و ابیاتی وجود دارند که به صورت ضرب المثل در آمده اند ولی مصرع اول آنها مشخص نیست و تنها مصرع دوم معروف شده. در ادامه تعدادی از مشهورترین این ابیات را برای شما قرار میدهیم:
گر دایره ی کوزه زگوهر سازند
از کوزه همان برون تراود که در اوست.
(بابا افضل)
با سیه دل چه سود گفتن وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ
(سعدی)
هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
(حافظ)
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
(فردوسی)
امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امید نیست ، شر مرسان
(سعدی)
صوفی نشود صافی ، تا در نکشد جامی
بسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی
(سعدی)
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یارب مباد آن که گدا معتبر شود
(حافظ)
در محفل خود راه مده همچو منی را
افسرده دل افسرده کند انجمنی را
(قائم مقام)
مرو به هند و بیا با خدای خویش بساز
به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است
(صائب اصفهانی)
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
(حافظ)
زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی،
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
(صائب اصفهانی)
به گزارش خبرنگار مهر، سفر در زمان بی شک یکی از اساسی ترین گنجینه های علمی تخیلی است. در سال 1895 "اچ. جی. ولز" با رمان معروف "ماشین زمان" مفاهیم علمی جدیدی را بنیان نهاد که در طول بیش از یک قرن به مهمترین دغدغه ذهنی انسان تبدیل شده است.
خارج از داستانهای علمی تخیلی، بسیاری از دانشمندان نیز در سده اخیر به دنبال نظریه هایی در تائید امکان و یا حتی انجام این سفر مهیج بوده اند.
در این میان نظریه نسبیت عمومی انیشتین بیش از همه حائز اهمیت است. در حقیقت خاصیت نور در نسبیت عمومی، نسبیت خاص، جاذبه عمومی و مکانیک کوانتوم این فکر را ایجاد می کند که شاید سفر در زمان ممکن باشد.
هرچند نتایج این نظریه ها تاکنون برای کسی یا چیزی امکان عقب و جلو رفتن در زمان را فراهم نکرده اما به نویسندگان جدید اجازه داده است که با پایه های "علمی تری" در آثار خود به بررسی این مقوله بپردازند.
سفر در زمان چیست
سفر در زمان، جابجایی فرضی در دوره های مختلف زمانی به سمت گذشته و یا آینده است. تا به امروز، بعضی از نظریه های علمی، سفر در زمان را امکانپذیر می دانند اما تنها در شرایط سختی که هنوز با فناوریهای کنونی دستیابی به آنها غیرممکن است.
نظریه نسبیت خاص که انیشتین در 1950 ارائه کرد پدیده انبساط زمان را در بوته آزمایش می گذارد و به خصوص نشان می دهد ناظرانی که با سرعت نزدیک به سرعت نور (299792.458 کیلومتر بر ثانیه) جابجا می شوند می توانند انبساط زمان را درک کنند.
به نظر می رسد این پدیده که تاکنون توسط آزمایشات متعددی بررسی شده است بتواند در آینده دری را به سوی فرضیه جابجایی در زمان بگشاید. اما لازم به یادآوری است که این سفر احتمالاً به ایده سفر در زمان که در داستانهای علمی تخیلی دیده می شود هیچ شباهتی ندارد.
سفر در زمان در داستانها و در تصور عمومی به عنوان تمحیدی شناخته می شود که هر دو روش سفر به آینده با سرعتی بسیار بالا و سفر به اعصار گذشته را در بر می گیرد. این درحالی است که از دیدگاه علمی، موضوع کمی پیچیده تر است.
در جستجوی ماشین زمان
ماشین زمان "کلاسیک" که در سینما و در داستانهای علمی تخیلی استفاده می شود ظاهری شبیه به یک خودروی معمولی و یا دستگاهی در ابعاد یک اتاق کوچک دارد. به طوریکه فرد وارد آن می شود، پارامترهای سفر را در دستگاههای ویژه ای تعیین می کند، ماشین را روشن می کند و پس از چند ثانیه از صحنه خارج شده و وارد دوره زمانی مورد نظر خود می شود.
درحالی که در عرصه فیزیک، آزمایش ایده آل سفر در زمان تنها برای بررسی نظریات علمی چون نسبیت خاص، نسبیت عمومی و مکانیک کوانتوم استفاده می شود.
نظریه های نسبیت انیشتین تا به امروز بزرگترین ابزارهایی هستند که ما برای فرض کردن و متصور شدن شرایط ممکن سفر در زمان در اختیار داریم.
یکی از اصول بنیادی در این نظریه ها ثابت سرعت نور در خلاء است. این اصل اجازه داده است که سه شرط مرتبط با امکان سفر در زمان را شناسایی کنیم.
1- در سرعت زیر سرعت نور در خلاء، اجسام دارای جرم چه در حالت سکون و چه در حالت شتاب بالای صفر، وجود دارند. این اجسام می توانند تنها در فضا و نه در زمان به عقب و جلو حرکت کنند. (در جهان ما جهت زمان از پیش تعیین شده است و از گذشته به آینده می رود).
2- در سرعت برابر با سرعت نور، فضا و زمان حذف می شوند: فوتون دارای جرم در این سرعت می تواند بدون "لَختی" (اینرسی) حرکت کند. در سرعت نور، انقباض زمان، صفر و انبساط فضا نامحدود است. در این شرایط، شناسایی موقعیت جسم در چهار مختصات غیرممکن است: مختصات زمانی متوقف می شود. بنابراین ساعت در سرعت نور به طور مرتب تنها یک زمان را نشان می دهد.
از نظر مختصات فضایی، در این شرایط جسم همزمان در همه جا هست و در یک حضور ابدی قرار دارد همچنین، جسم دارای جرم بیش از جرم فوتون نمی تواند به سرعت نور برسد و بنابراین هیچ چیز سریعتر از نور نیست.
3- در سرعت فراتر از سرعت نور، جسم فرضی هم در حالت سکون و هم در حالت شتاب تنها می تواند دارای یک جرم مجازی باشد. این جسم می تواند در فضایی حرکت کند که هنوز وجود ندارد. در حقیقت قادر است در یک "فضای منفی" و در یک "زمان وارونه" حرکت کند و توالی زمانی اش از آینده به گذشته برود.
از این رو، برپایه نظریه های نسبیت انیشتین برای اجسام دارای جرم، سفرهای زمانیِ قابل قیاس با تجربیات انسانی تنها برای اجسامی ممکن است که با سرعت متناسب با سرعت نور در خلاء و یا در میدانهای گرانشی بالا (میدان گرانشی در نزدیکی یک سیاه چاله یا ستاره نوترونی) حرکت کنند. در این موارد، جریان زمان به
شدت تحت تاثیر قرار می گیرد و حتی در شرایط خاصی برای مثال در نزدیکی افق حوادث متوقف شود.
افق حوادث، منطقهای از فضازمان است که در آنجا تمام مرزهای فضا به شدت تحت تأثیر سیاه چاله قرار می گیرد و اگر جسمی وارد این منطقه شود، سرانجام بروی تکینگی یا مرکز سیاه چاله سقوط میکند. افق حوادث بخشی از مناطق خارجی سیاه چاله است.
تکینگی به مرکز یک سیاه چاله گفته می شود. در این منطقه تمام جرم سیاه چاله متراکم شده و چگالی آن به بی نهایت می رسد.
سفر در زمان از طریق سیاه چاله ها
سیاه چاله ها اجرامی فیزیکی هستند که در آنها ماده و میدان گرانشی در حداکثر تراکم و چگالی قرار دارد. در این سیاه چاله ها امکان ایجاد "پل های فضا- زمان" که همچنین با عنوان "پل انیشتین- روزن" شناخته می شود وجود دارد.
در اینجا، برای درک بهتر مفهوم "زمان تحت تاثیر گرانش"، فضا- زمان به عنوان یک ورقه کاملاً الاستیک معرفی می شود که می تواند به آسانی خم و راست شود و "خمیدگی فضا- زمان" را بسازد. گرانش از بدشکلی این ورقه یا خمیدگی فضا- زمان پدید می آید. درحالی که زمان می تواند به عنوان شیب این ورقه که در نزدیکی لبه ها منبسط شده و کش آمده است دیده شود.
برپایه نظریه های انیشتین، هیچ چیز نمی تواند در خلاء فراتر از سرعت نور برود، اما در این نظریه ها هیچ محدودیتی درباره شدت میدان گرانشی در بدشکلی فضا- زمان وجود ندارد. بنابراین، ساخت ماشینی برای سفر در زمان باید برپایه فرضیه بدشکلیهای فضا- زمان و نه نسبیت ها باشند.
یک نمونه از دستگاههای فضا- زمان که قادر است سفرهای در زمان را حتی به سوی عقب امکانپذیر کند "پل انیشتین- روزن" است.
پل انیشتین- روزن
این پل با عنوان "کرم- چاله" (wormhole) نیز شناخته می شود. کرم چاله یک ویژگی مکان نگر فرضی از فضا- زمان و یک نوع راه میانبر از یک نقطه جهان به نقطه ای دیگر است. این پل اجازه می دهد که سفر در میان این دو نقطه انجام شود.
به این کرم چاله "تونل گرانشی" نیز گفته می شود. این تکینگی گرانشی از فضا- زمان که حداقل دو انتها دارد به یک عبورگاه فرعی متصل می شود. این عبورگاه یا تونل واحد می تواند وسیله لازم برای سفر از یک انتها به انتهای دیگر کرم چاله را میسر کند.
مشکلات فرضیه استفاده از سیاه چاله به عنوان یک "ماشین زمان"
سیاه چاله ها، تنها اجسام حاضر در طبیعت هستند که می توانند امکان سفر در زمان را فراهم کنند. باوجود این، مشکلاتی در استفاده از وسیله طبیعی به عنوان ماشین زمان وجود دارد.
1- سیاه چاله ها در جهان تعداد زیاد و ابعاد بسیار متنوعی دارند. اما اثرات گرانشی این اجرام حتی قبل از رسیدن به افق حوادث نیز بسیار چشمگیر است و بنابراین اندازه گیری جرم تکینگی مرکزی که پهنای افق حوادث به آن بستگی دارد چندان آسان نیست. به طوریکه حتی یک خطای جزئی در محاسبات مربوط به تکینگی می تواند آزمایشگر فرضی را به داخل سیاه چاله بیندازد و برای همیشه آن را در این منطقه زندانی کند.
2- در همسایگی منظومه خورشیدی هیچ سیاه چاله ای که بتواند به عنوان یک ماشین زمان احتمالی مورد استفاده قرار گیرد وجود ندارد.
3- فناوریهای کنونی قادر نیستند سیاه چاله های مصنوعی را در آزمایشگاه ایجاد کنند.
استفان هاوکینگ سفر در زمان را امکانپذیر می داند
استفان هاوکینگ، دانشمند انگلیسی و فیزیکدان دانشگاه کمبریج است که شهرت خود را به خاطر تحقیقاتی به دست آورده که در عرصه گرانش کوانتومی، "افق حوادث" و "تکینگی" فضا- زمان در سیاه چاله ها انجام داده است در سال 2010 در یک فیلم مستند با عنوان "جهان استفان هاوکینگ" که از شبکه دیسکاوری پخش شد اظهار داشت که از چند راه می توان از مانع زمان عبور کرد.
به اعتقاد هاوکینگ، زمانی خواهد رسید که فضاپیماها به اندازه ای سریع خواهند شد که زمان را برای کسی که سوار آنها است آهسته خواهند کرد. این فضاپیما قادر است از تئوری انیشتین فراتر رود و در زمان سفر کند، حتی اگر این سفر در زمان تنها به سوی آینده باشد.
این فضاپیما برای رسیدن به 98 درصد از سرعت نور به شش سال زمان نیاز دارد. پس از رسیدن به این سرعت، طول یک روز در این فضاپیما برابر با طول یکسال در زمین خواهد شد. به این ترتیب، سرنشینان می توانند جلوتر از زمان حرکت کنند.
این درحالی است که سفر به گذشته ممکن نیست. چراکه قانونی بنیادی را که بیان می دارد "علت بر معلول مقدم است" را نقض می کند. در واقع، سفر به گذشته نوعی نابود کردن وجود خود است.
وی توضیح داد: "اکنون به کمک شتابگرهای ذرات می دانیم که زمان برای اجسامی که با سرعت بالا حرکت می کنند آهسته می شود. امروز می توانیم در برخورد دهنده بزرگ هادرون (LHC) در سرن ژنو یک ذره کوچک را با 99.99 درصد از سرعت نور حرکت دهیم که این زمان تنها کسری از زمان ما است. درصورتیکه یک فضاپیمای به اندازه کافی سریع را بسازیم این فضاپیما می تواند در طول زندگی س
رنشینان خود به تعداد بسیاری از ستارگان دیگر برسد درحالی که زمین دو و نیم میلیارد سال را پشت سر گذاشته است."
هاوکینگ افزود:" برای رسیدن به چنین شتاب و سرعتی انسان باید در فضا باشد. سریعترین سفر فضایی انسانها یعنی سفر آپولو 10 با سرعت 40 هزار و 233 کیلومتر بر ساعت بوده است. درحالی که برای سفر به زمان باید با سرعتی 10 برابر این سرعت در فضا حرکت کرد و برای عملی شدن آن به فضاپیمایی بسیار بزرگتر نیاز خواهد بود تا بتواند مقادیر زیادی سوخت را برای تامین انرژی مورد نیاز چنین سرعتی حمل کند. از نظر تئوری تنها می توانیم در طول عمر خود یکبار به سفری بسیار دوردست برویم، سفری کوتاه به مرز کهکشان راه شیری به تنهایی به 80 سال زمان نیاز خواهد داشت."
این فیزیکدان انگلیسی معتقد است که در آن روز، نظریه نسبیت انیشتین منسوخ خواهد شد. این درحالی است که آزمایشاتی که تاکنون در بررسی این نظریه انجام شده اند همگی مهر تائیدی بر پیش بینی های انیشتین بوده اند.
تائید نظریه انیشتین و رد امکان سفر در زمان
در روزهای اخیر، گروهی از پژوهشگران دانشگاه علم و فناوری هنگ کنگ با انجام تحقیقاتی درباره فوتونهای مجزای نور ضمن تائید تئوری انیشتین درباره سرعت نور در خلاء حرف آخر درباره احتمال تحقق رویای سفر در زمان را زدند.
این تیم تحقیقاتی نشان دادند همانطور که آلبرت انیشتین در نظریه نسبیت عمومی تعیین کرده بود، هیچ چیز سریعتر از نور نیست.
درحقیقت احتمال انجام سفر در زمان با امکان حرکت سریعتر از سرعت نور ارتباط دارد. یک دهه قبل گروهی از دانشمندان پالسهایی از سرعت مافوق نور را کشف کردند.
هرچند این کشف تنها یک "اثر اپتیکی" بود این تردید را به وجود آورد که سرعت حرکت یک فوتون مجزا به چند روش می تواند از سرعت نور بیشتر شود.
اکنون فیزیکدانان هنگ کنگی موفق شدند با دقت بالایی سرعت حرکت یک فوتون مجزا را اندازه گیری کنند. نتایج این بررسیها نشان داد که حتی یک فوتون مجزا که واحد پایه نور است همانند سرعت فاز امواج الکترومغناطیس محدود به سرعت نور است.
به عبارت دیگر، حتی فوتونهای مجزا نیز نمی توانند سریعتر از سرعت نور حرکت کنند. به طور خلاصله، این بار نیز انیشتین حق داشت و بنابراین سفر در زمان غیرممکن است.
در این تحقیق، فرضیه سفر در زمان رد شده است اما هنوز آزمایشات دیگری پیش روی دانشمندان وجود دارد.
بعد چهارم
نظریه اول هاوکینگ بر این اساس مطرح شده است که باید زمان را در قالب یک بعد، مانند طول، عرض و یا ارتفاع در نظر گرفت. وی در مثالی میگوید: "در هنگام رانندگی به سوی جلو حرکت میکنید، این یک جهت است، به سمت راست یا چپ دور میزنید، این جهتی دیگر است، جهت سوم زمانی است که بر روی یک جاده کوهستانی حرکت میکنید و بعد چهارم در چنین سفری زمان است."
هاوکینگ می گوید: "فیلمهایی با مضمون سفر در زمان معمولا ماشینهای عظیم و پر مصرفی را نشان میدهند که مسیری را در میان بعد چهارم گشوده و تونلی را در دل زمان باز میکند. مسافر زمان نیز خود را برای تجربهای ناشناخته آماده کرده و وارد این تونل شده و آنگاه در ناکجاآبادی ظاهر میشود. شاید مفهوم کلی چنین شیوه ای کاملا بعید و کاملا متفاوت از واقعیت به نظر آید اما ایده کلی آن چندان غیر عقلانی نیست.
"در واقع قوانین فیزیک با ایده سفر در زمان از طریق درگاه هایی به نام "کرم چاله" انطباق دارند. این درگاهها در اطراف ما پراکندهاند تنها به دلیل کوچک بودن امکان مشاهده آنها وجود ندارد. این حفرهها در گوشههای پنهان فضا و زمان خود را نمایان میکنند. هیچ چیز مسطح و جامد نیست، در صورتی که از فاصلهای بسیار نزدیک به هر جسمی نگاه کنید حفرهها و چین خوردگیهایی را میتوان در آن مشاهده کرد. این یکی از اصول بنیادین فیزیک است که شامل حال زمان هم میشود."
فوم کوانتومی و حفره های "کرم چاله"
در بخشی دیگر از این مقاله آمده است: "در کوچکترین مقیاس ممکن، حتی در ابعادی کوچکتر از مولکولها و اتمها، به موقعیتی دست خواهیم یافت که فوم کوانتومی نام دارد. این جایی است که "کرمچاله"ها در آن قرار دارند. تونلهایریزی در میان زمان و فضا به صورت دائم در حال شکل گرفتن، ناپدید شدن و تغییر شکل دادن در این جهان کوانتمی هستند. حفرههایی که در واقع دو موقعیت و زمان جدا از هم را به یکدیگر اتصال میدهند."
"متاسفانه این حفره ها به اندازهای کوچک هستند که امکان عبور انسان از میان آن وجود ندارد اما برخی از دانشمندان معتقدند شاید امکان دستیابی به یک کرمچاله و راهی برای بزرگ کردن آن به اندازهای که برای عبور انسانها یا فضاپیماها کافی است وجود داشته باشد."
"از نظر تئوری تونل زمان یا یک کرم چاله به جز کمک به سفر به دیگر سیارات میتواند فواید دیگری نیز در بر داشته باشد. در صورتی که دو سر این تونل در جایی یکسان قرار داشت که میان آنها زمان و نه فاصله فیزیکی جدایی ایجاد کرده بود، یک فضاپیما می توانست در گذشته و در فاصله ای نزدیک به زمین در آن رفت و آمد داشته باشد. در این صورت شاید دایناسورها میتوانستند شاهد فرود این فضاپیما در جایی از زمان باشند."
" در نهایت شاید دانشمندان تنها سفر به آینده را پدیدهای عملی بیابند زیرا قوانین طبیعت سفر به گذشته را غیر ممکن ساخته است از این رو است که رابطه علت و معلولی پا برجا است. برای مثال اگر می توانستید در زمان سفر کرده و به گذشته بازگردید و با انجام کاری از تولد خود در گذشته جلوگیری کنید، چگونه می توانستید در آینده حضور داشته باشید و در زمان سفر کنید؟"
رودی جاری به نام زمان
هاوکینگ بر این باور است بازخورد تابشی می تواند هر کرم چاله ای که دانشمندان تلاش دارند آن را برای قابل استفاده شدن بزرگتر سازند را نابود کرده و آنها را برای سفر واقعی بیمصرف کند. راه دیگر پیشنهادی وی از این قرار است:
" زمان مانند یک رود در جریان است و اینگونه به نظر می رسد هر کدام از ما در میان این جریان در حرکتیم، اما از دیدگاهی دیگر می توان گفت زمان در مکانهای مختلف سرعت جریان متفاوتی دارد و این کلید اصلی سفر به آینده است. اینشتین برای اولین بار این ایده را که مکانهایی وجود دارند که در آنها سرعت زمان کاهش یا افزایش پیدا میکند، در حدود صد سال پیش مطرح کرد، وی کاملا درست فکر میکرده است. اثبات آن نیز در سیستم ردیابی ماهواره ای زمین یا GPS است که آشکار می کند زمان در فضا از سرعت بالاتری برخوردار است و می توان از این اصل برای سفر به آینده استفاده کرد."
سیاهچاله ها و سفر با سرعت نور
هاوکینگ کلید اصلی سفر در زمان را سیاهچالهها می داند. اجرامی به شدت جرمگین که حتی نور نیز نمیتواند از دام گرانشی آنها بگریزد.
وی می گوید: "سیاهچاله تاثیر قابل توجهی بر روی زمان دارد و میتواند سرعت آن را بیشتر از هر چیز دیگری در کهکشان کاهش دهد. این همان ویژگی است که سیاهچالهها را به ماشینهای واقعی زمان تبدیل میکند. بر این اساس میتوان تصور کرد که فضاپیمایی در مرکز کهکشان راه شیری در اطراف سیاهچاله ای بزرگ در فاصله ای برابر 26 هزار سال نوری در گردش باشد. از زمین این فضاپیما در هر 16 دقیقه یک دور را کامل خواهد کرد. اما برای سرنشینان این فضاپیما زمان به کندی در حرکت بوده و برای هر 16 دقیقه ای که بر روی زمین سپری می شود، این افراد تنها 8 دقیقه از زندگی خود را پشت سر می گذارند. به این شکل 10 سال زمینی سفر در این فضاپیما برای آنها در واقع 5 سال خواهد بود.
این سناریو با اصل سفر در میان کرم چاله ها در تناقض نیست اما ایده ای کاملا غیر عملی است. اما از نظر هاوکینگ احتمالات عملی دیگری نیز وجود دارد: سفر با سرعت بسیار بالا.
وی میگوید: "این امکان به یکی دیگر از حقایق جهان هستی بستگی دارد. محدودیت سرعت کیهانی که برابر 299 هزار و 337 کیلومتر بر ثانیه است یعنی سرعت نور. هیچ چیز توانایی شکستن این رکورد را ندارد و این محدودیت یکی از بهترین اصول به اثبات رسیده علمی است. اما چه باور داشته باشید چه نداشته باشید، سفر در سرعتی نزدیک به سرعت نور میتواند شما را به آینده ببرد. زیرا سفر در این سرعت به معنی 7 بار چرخش کامل مدار زمین در ثانیه است. در این لحظه است که واقعهای غیر عادی رخ داده و سرعت زمان برای مسافران این سفر سریع السیر نسبت به زمان بقیه جهان به شدت کاهش پیدا کرده و در واقع همه چیز برای این مسافران به کندی سپری خواهد شد."
مقابله با سرعت نور
"این رویداد باید به منظور محافظت از محدودیت سرعت کیهانی رخ دهد. تصور کنید کودکی در حال دویدن بر روی فضاپیمایی است که با سرعتی نزدیک به سرعت نور در حرکت است آیا این کودک با حرکت رو به جلوی خود به سادگی در حال شکستن محدودیت سرعت کیهانی نیست؟ پاسخ این سوال "نه" است زیرا قوانین طبیعت با آرام کردن سرعت مسافران این سفر از شکسته شدن قانون محدودیت سرعت جلوگیری خواهد کرد و به این شکل این کودک قادر نخواهد بود به اندازهای سریع بدود تا بتواند محدودیت سرعت کیهانی را بشکند. زمان همیشه برای محافظت از محدودیت سرعت سرعت خود را کاهش خواهد داد."
به گزارش مهر، هاوکینگ می گوید: "این ماهیت چگونگی ممکن بودن سفر به آینده است. تصور کنید فضاپیما ایستگاه خود را در اول ژانویه 2050 میلادی ترک کند و به مدت 10 سال در مدار زمین به حرکت سریع خود ادامه دهد و سرانجام در اول ژانویه سال 2150 متوقف شود. در این مدت زمانی مسافران این فضاپیما تنها یک هفته سفر کرده اند زیرا زمان درون فضاپیما به شدت به کندی سپری شده است و تصور کنید زمان بازگشت به زمین با چه جهان متفاوتی مواجه خواهند شد، در واقع در عرض یک هفته این افراد به 100 سال بعد سفر کردهاند."
"در حال حاضر سریعترین جنبشها در تونل بزرگ شتابدهنده ذرهای سرن صورت میگیرد. زمانی که این شتابدهنده آغاز به کار میکند شتاب در کسری از ثانیه از صفر به 96 هزار و 560 کیلومتر بر ساعت میرسد و با افزایش نیرو سرعت ذرات نیز افزایش پیدا خواهد کرد تا زمانی که ذرات 11 هزار بار در ثانیه مسیر تونل را طی کرده و باز می گردند، سرعتی که نزدیک به سرعت نور است. در واقع این ذرات میتوانند به 99.99 درصد از سرعت نور دست پیدا کنند که در این صورت سفر در زمان را آغاز خواهند کرد. ما این واقعیت را با کمک ذرات عجیبی به نام "پیمسونها" دریافته ایم زیرا طول عمر این ذرات به شدت کوتاه و در حدود 25 بیلیونیوم از ثانیه است اما زمانی که شتاب و سرعت آنها به این حد دست پیدا می کند، طول عمر آنها نیز 30 بار بیشتر میشود.
" برای اعمال چنین شتاب و سرعتی برای انسان باید در فضا بود. این در حالی است که سریعترین سفر فضایی انسانها سفر آپولو 10 با سرعت 40 هزار و 233 کیلومتر بر ساعت بوده است. برای سفر به زمان باید با سرعتی 10 برابر این سرعت در فضا حرکت کرد و برای عملی شدن آن به فضاپیمایی بسیار بزرگتر نیاز خواهد بود تا بتوان با کمک آن مقادیر زیادی سوخت برای تامین انرژی مورد نیاز چنین سرعتی حمل شود. ما در تئوری تنها میتوانیم در طول عمر خود یکبار به سفری بسیار دوردست برویم، سفری کوتاه به مرز کهکشان راه شیری به تنهایی به 80 سال زمان نیاز خواهد داشت."
دوستم هانس زیمر تصادف شدیدی با موتور سیکلت داشت و دست چپش از کار افتاد.
«خوشبختانه من راست دستم»
او این جمله را در حالی گفت که داشت با مهارت برایم یک فنجان چای میریخت او سپس گفت:چیزهایی که میتوانم با یک دست انجام دهم شگفت آور است. با وجود اینکه انگشتهای دستش را از دست داده بود در کمتر از یک سال آموخت که با هواپیما پرواز کند,اما یک روز هنگام پرواز در یک منطقه کوهستانی,موتور هواپیمایش دچار مشکل شد وسقوط کرد. او زنده ماند اما سر تا پایش فلج شد.
من او را در بیمارستان ملاقات کردم. به من لبخند زد وگفت: اتفاق خیلی مهمی نیفتاده. به نظر تو چه کاری است که باید تصمیم بگیرم تا آن را انجام دهم ؟!
زبانم بند آمده بود. فکر کردم دوستم فقط تظاهر میکند و وقتی من بروم شروع به گریه میکند و به حال خود تاسف میخورد. شاید آن روز دقیقا همین کار را کرده باشد,اما زندگیش هنوز تمام نشده بود. زندگی هنوز بعضی شگفتی های ظریف را برایش ذخیره کرده بود.
او با زن زندگی اش در کنفرانس معلولان ملاقات کرد. همچنین یک سامانه نگارش الکترونیکی اختراع کرد که به فرمانهای صوتی پاسخ میداد,ومیلیونها نسخه از کتابی که با روش جدید نوشته بود فروخت.
هانس زیمر پشت جلد کتابش نوشت: قبل ازاینکه فلج شوم میتوانستم یک میلیون کار مختلف انجام دهم,اما اکنون فقط میتوانم 990000 کار انجام دهم,اما کدام آدم عاقلی به خاطر10000
کاری که دیگر نمیتواند انجام دهد نگران است,در حالی که 990000 کار دیگر باقی مانده است؟!
هر اندازه بر زندگی خود کنترل دارید به همان اندازه احساس رضایت وخوشبختی می کنید;البته عکس این موضوع هم درست است به همان اندازه که احساس کنید بر زندگی خودکنترل ندارید ویا اینکه دیگران یا شرایط خارجی,زندگی شما را کنترل میکنند احساس نا رضایتی و عدم خوشبختی میکنید.
در علم روانشناسی به این نظریه "کانون کنترل" میگویند. کانون کنترل به هر جایی که احساس میکنید زندگی شما از آنجا کنترل میشود,اطلاق میگردد.
نیروهای_شگرف_مغز
دکتر_کریستیان_گودفری
هر انسانی، یکبار
برای رسیدن به یکنفر
دیر میکند
و پس آن
برای رسیدن به کسان دیگر
عجلهای نمیکند
در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است، ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم، واقعا می فهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم !!
پائولو_کوئیلو
۴- از نسخه های غیر رسمی تلگرام مثل (تلگرام فارسی-موبوگرام و...)استفاده نکنید
۵-به وای فای های رایگان و غیر معتبر و مکان های عمومی متصل نشوید
۶-با یک آنتی ویروس اورجینال گوشی خود را اسکن کنید و از انتقال اطلاعات قبل از اسکن به گوشی دیگر یا لبتاب و کامپیوترتان خودداری کنید
۷-از باز کردن سایت های تبلیغاتی که به صورت پاپ آپ بالا می آیند بپرهیزید
۸-از افراد ناشناس و حتی شناخته شده غیر معتمد هیچ فایلی با هیچ عنوانی دریافت نکنید
۹-در صورتی که فایلی مثل یک فیلم را اسکن کردید و در آنتی ویروس شما نوشته شد
2 file scanned
یعنی یک ویروس(تروجان)مخرب در قالب فایل bind شده (در پشت فیلم مخفی شده است)
۱۰-حتما
2 steps verification
را فعال کنید
۱۱-از اتصال گوشی موبایلتان با
Hotspot
Bluetooth
و... با دیگر گوشی ها خودداری کنید
۱۲- درباره لینک ها و اخبار مهم وسوسه نشوید و لینک را باز نکنید
۱۳-گوشی را به آخرین نسخه ی
Android
یا
ios
منتشر شده بروز کنید.
14-تلگرام خود را آپدیت کنید
15- تلگرام خود را فقط از
Google play
یا
Apple store
یا
خود سایت تلگرام دانلود کنید
۱۶-از نصب فیلتر شکن بر روی گوشی موبایل خود بپرهیزید (اکثرفیلتر شکن های فروشی آلوده میباشند)
۱۷-در صورت نیاز شدید به فیلترشکن فقط از psiphon استفاده کنید.
۱۸-بلافاصله پس از هک شدن ثبت شکایت کنید چون ممکن است به اسم شما جرم اتفاق بیفتد و در صورت عدم اعلام شکایت مقصر شما خواهید بود
۱۹-شماره تلگرامتان با شماره ای که دیگران با آن تماس میگیرند متفاوت باشد.
۲۰-در صورت مشاهده پیام مشکوک شخص را از طریق گزینه
Report spam
بلاک کنید.
معنی عامیانه BUG"حشره" است، اما در اصطلاحات کامپیوتر آن را "گیر" یک برنامه یا هر
سیستم عامل و یا ... معنی می کنند. در واقع اگر نرم افزار یا حتی سیستم عاملی
اشکالی داشته باشد اصطلاحاً BUG دارد.
احتمالا تا به حال کلمه ی Debugger به گوشتان خورده. Debugger ها برنامه هایی تحت
عنوان بر طرف کننده نقوص هستند و عمدتاً Debug به معنی "اشکال زدایی" می کنند.
آیا می دانستید اگر نرم افزار و یا هر چیز دیگری BUG داشته باشد نفوذ پذیر است!
{{کرکر}} ها که خود نوعی {{هکر}} محسوب می شوند برخی اوقات از همین BUG ها استفاده
کرده و برنامه ها را کرک می کنند، آنها با استفاده از اشکال های مثلا نرم افزار راه ورودی را پیدا
کرده و از آن راه به برنامه نفوذ می کنند و در نتیجه برنامه را کرک می کنند.
باگ های سایت هم همینجوریه باگ های سایت ها از اشتباهات برنامه نویس از کد زنیش تبرای طراحی سایت ایجاد میشه که میشه از اون باگ ها استفاده کرد و به سایت نفوذ کرد و سایت رو هک کرد.
🔸عده زیادی از کاربران برای تماشای فیلم به زبان های خارجی، از زیرنویس هایی استفاده می کنند که به صورت جداگانه از فیلم، در وبسایت های مختلف قابل دانلود هستند.
🔸حالا شرکت تحقیقات امنیتی «Checkpoint» آسیب پذیری جدیدی را در بعضی از مدیا پلیرها پیدا کرده که به هکرها اجازه می دهد با استفاده از زیرنویس های آلوده، کنترل سیستم را در اختیار بگیرند. بر اساس تخمین شرکت مذکور، حدود 200 میلیون کاربر در سراسر جهان به طور بالقوه در معرض این خطر قرار دارند.
🔸تحقیقات تیم چکپوینت روش حمله جدیدی را نشان می دهد که با استفاده از آن، مجرمان سایبری می توانند از زیرنویس هایی که در مدیا پلیر بارگذاری می گردند برای دسترسی به اطلاعات قربانی استفاده کنند؛ چرا که زیرنویس های مذکور توسط سیستم به عنوان منابع ایمن و قابل اعتماد شناخته می شوند.
🔸در این روش نیازی به کسب اجازه یا تایید کاربر وجود ندارد
پژوهش اخیر همچنین نشان می دهد که با اندکی دستکاری، هکرها قادر خواهند بود زیرنویس های آلوده خود را با امتیاز بالا به صدر فهرست سایت های مختلف انتقال دهند که احتمال دانلود شدن توسط کاربران را افزایش می دهد. برخلاف اکثر روش های حمله سایبری، در این روش نیاز به تایید یا اجازه خاصی از سوی کاربر وجود ندارد که همین امر خطر آن را دوچندان می کند.
🔸مدیا پلیرهای «PopcornTime» ،«VLC» ،«Kodi» و «Stermio» در معرض خطر حملات مورد بحث قرار دارند که البته همه این اپلیکیشن ها در آپدیت اخیر خود، مشکل امنیتی مربوط به زیرنویس را برطرف کرده اند.
🔸لازم به ذکر است اگر از نسخه های اصلی فیلم که به همراه زیرنویس عرضه می شوند استفاده کنید، مشکلی به وجود نخواهد آمد اما اگر بنا به هر دلیلی فایل های مورد نیاز را از منابع متفرقه تهیه کرده باشید، سیستم خود را در معرض خطر حمله هکرها قرار داده اید.
🔹اگر شما شناسه کاربری دوستان خود را در اینستاگرام ندارید می توانید به وسیله شماره موبایل شان آن ها را پیدا کنید.
اینستاگرام یکی از شبکه های اجتماعی محبوب در ایران است و هر روز کاربران بیشتری وارد آن می شوند. اگر شما بخواهید دوستان یا آشنایان خود را بر اساس نام آن ها در این شبکه پیدا کنید، احتمالا موفق نخواهید شد چرا که ممکن است با نام های دیگری ثبت نام کرده باشند و یا اکانت های متعددی با آن نام پیدا کنید.
🔹اینستاگرام برای رفع این مشکل راه حلی ارائه کرده است که به وسیله آن می توانید حساب کاربری ثبت شده با شماره تلفنی که در اختیار دارید را پیدا کنید. به عبارت دیگر می توانید تمام افرادی که شمارهشان در لیست مخاطبین شما قرار دارد را به راحتی در اینستاگرام پیدا کنید.
☑️برای پیدا کردن افراد در اینستاگرام با شماره تلفن:
🔸نرم افزار اینستاگرام را باز کنید و وارد پروفایل خود شوید
🔸بالای صفحه علامت (سه نقطه در اندروید و آچار در آیفون) را لمس کنید
🔸پس از آن در بخش Follow People گزینه Contacts را انتخاب کنید
🔸در قسمت بعد اینستاگرام از شما برای دسترسی به مخاطبین اجازه میگیرد و شما باید گزینه Allow را انتخاب کنید
🔸حال شما به لیستی از اکانت هایی که شماره آن ها در گوشی شما ذخیره شده است دسترسی دارید.
گارسیا_مارکز
ذهن هاى بزرگ،
از افکار انتقاد مى كنند
ذهن هاى کوچک،
از افراد...
✍النور روزولت
1- سودهایتان را دوباره سرمایهگزاری کنید
وقتی برای بار اول، از سرمایهگزاری هایتان و یا از کسب و کارتان، سودیی عایدتان میشود، دچار وسوسه میشوید که آن پول را خرج کنید. ولی هرگز این کار را نکنید. به جای خرج کردن، آنرا دوباره سرمایهگزاری کنید. وارن بافت، در همان اوایل کارش، این را یاد گرفت. زمانیکه او و دوستاش پال، در دوران دبیرستان، یک ماشین پینبال خریدند و آنرا در یک سلمانی قرار دادند، و با درآمد آن دستگاههای بیشتری خریدند تا جایی که تعداد دستگاههای آنها به هشت دستگاه رسید. وارن بافت تا جایی پیش رفت که توانست با سرمایهگزاری مجدد عایدیهایاش در سن 26 سالگی 174 هزار دلار [به پول امروز، 1.4 میلیون دلار] سرمایه دست و پا کند. حتی پولهای کوچک هم میتواند به سرمایههای بزرگ تبدیل شود.
2- تمایل به متفاوت بودن داشته باشید
تصمیماتتان را برپایه اعمال و گفتههای دیگران پایهریزی نکنید. در سال 1956 زمانی که وارن بافت مدیریت 100 هزار دلار پول را بر عهده گرفت، آن تعداد معدود سرمایهگزاران که با او شریک شدهبودند، اعمالاش را عجیب و غریب توصیف کردند؛ او حتی به شرکای مالیاش نگفته بود که قرار است پولها را کجا سرمایهگزاری کند. همه پیشبینی میکردند که وارن بافت با شکست سختی روبرو خواهد شد. اما 14 سال بعد، زمانی که وارن بافت شراکتاش را تمام شده اعلام کرد، تشکیلاتاش بیش از 100 میلیون دلار ارزش داشت. وارن بافت معتقد است که هر کس باید خودش را با استاندارهای خودش مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد، نه استانداردهای دیگران.
3- هرگز انگشت شستتان را نمکید
تمام اطلاعاتی را که برای تصمیمگیری به آنها احتیاج دارید، از قبل آماده کنید و از یکی از دوستانتان بخواهید که شما را کنترل کند و اطمینان حاصل کند که در اجرای ضربالاجلهایی که برای خود تعیین کردهاید، پایبندید. یکی از افتخارات وارن بافت، انجام کارهای مقتضی در زمانهای تعیین شده است. وارن بافت جلسات غیرضروری و بینتیجه را «مکیدن انگشت شست» نامگزاری کرده است.
4- قبل از انجام هر معاملهای آنرا به خوبی بررسی کنید
همیشه قبل از شروع هر کاری، قدرت چانهزنی شما در آن کار بیشتر است. این نکته را وارن بافت به سختی فرا گرفته است. زمانی که پدرپزرگ وارن، او و دوستاش را برای پارو کردن برفهای اطراف سوپر مارکتاش استخدام کرده بود، وارن و دوستاش برای مدت 5 ساعت، در حال پارو کردن برفها بودند. بعد از اتمام کار، پدر بزرگ به هر دوی آنها مجموعا 90 سنت داد، که آنرا باید بین خودشان تقسیم میکردند. یعنی برای انجام یک کار طاقت فرسا، برای هر ساعت کمتر از چند پنی عایدشان شده بود. قبل از انجام هر معامله ای، از تمام جزئیات آن مطلع شوید، حتی اگر آن معامله را با دوست یا اعضای خانوادهتان انجام میدهید.
5- مواظب هزینههای خرد باشید
تمرین کنید که مراقب تمام هزینههایتان باشید. پیشگیری کردن از هزینههای اضافه میتواند سود شما را افزایش دهد و سود بیشتر مساوی است با سرمایهگزاری بیشتر و سرمایهگزاری بیشتر میتواند شما را سریعتر به ثروت و شوکت برساند.
6- وام گرفتن را محدود کنید
زندگی کردن با کارتهای اعتباری و وام، شما را ثروتمند نمیکند. وارن بافت هیچ وقت مبالغ قابل توجهی وام نگرفته است حتی برای سرمایهگزاری.
[در کشوری مانند ایران، که نرخ بهرهی بانکی، کمتر از نرخ تورم است؛ گرفتن وام درصورتیکه شرایط بازپرداخت فراهم باشد و مبلغ آن در مسیر سرمایهگذاری و گردش پول باشد توصیه میشود.]
7- سمج باشید
با سرسختی و البته هوش میتوانید بر رقبای خوب برتری پیدا کنید.
8- به موقع خارج شوید
وقتی وارن بافت جوان بود، یک بار در مسابقات اتومبیل رانی شرط بندی کرد و باخت. برای جبران ضرر متحمل شده، دوباره شرط بندی کرد و باز هم باخت و تمام پولهایی را که در یک هفته بدست آورده بود از دست داد. وارن دیگر هیچ وقت آن اشتباه را تکرار نکرد و به آن مسابقات شرط بندی باز نگشت. بدانید که چه وقت جلوی ضررها را بگیرید و اجازه ندهید که نگرانی از ضررهای متحمل شده، شما را به تکرار همان اشتباه وا دارد.
9- خطرات را تشخیص دهید
در سال 1995 شرکتی که پسر وارن بافت را استخدام کرده بود از سوی اف.بی.آی متهم به حسابسازی برای کسر مالیات شد. وارن به پسرش پیشنهاد داد که تصور کند اگر در آن شرکت بماند بهترین و بدترین سناریویی که ممکن است وجود داشته باشد چیست. و اگر باز هم ارزش داشت، در آن شرکت بماند. پسر وارن به سرعت تشخیص داد که خطر ماندن در شرکت بیشتر از فایده آن است، بنابر این روز بعد از کار در آن شرکت استعفا داد. قبل از هر تصمیمی تمام پیامدهای آنرا بررسی کنید.
10- معنی واقعی موفقیت را درک کنید
با وجود ثروت افسانهای وارن بافت، او موفقیت را با دلار اندازه نمیگیرد. در سال 2006، وارن تقریبا تمام ثروت افسانهای خود را به خیریه ملیندا و بیل گیتس بخشید. وارن بافت میگوید: "وقتی شما به سن و سال من برسید، موفقیت را اینچنین تفسیر میکنید که چه تعداد از افرادی که میخواهید شما را دوست داشته باشند، به راستی، دوستتان دارند. این آخرین امتحانی است که نشان دهید، چگونه در تمام این سالها زندگی کردهاید."
11- در مراحل ضروری تلاش خود، سر وقت حاضر شوید
وقتی در میانه یک تلاش مهم هستید، مراحلی هستند که عبور از آنها تعیین کننده است. وارن بافت که اینک 82 ساله است، درباره به دست آوردن یک کمک هزینه تحصیلی در دوران نوجوانی اش می گوید: «من رفتم به آنجا و تنها کسی بودم که [سر وقت] آمده بود. 3 پروفسور [داور] آنجا بودند و مدام می خواستند که بیشتر صبر کنیم [تا بقیه هم بیایند]. من گفتم "نه،نه، قرارمان ساعت 3 بود." بنابراین بدون اینکه هیچ کاری بکنم، کمک هزینه را بُردم.»
12- کار سخت و صادقانه، درمان همه مشکلات نیست
آقای بافت می گوید: «سوارکارهای خوب روی اسب های خوب کارشان عالی است، ولی روی اسبچه های چوبی نه! اساساً کار سخت و صادفانه همه مشکلات را درمان نخواهد کرد» بلکه مردم و شرایط اقتصادی هم نقش بزرگی در موفقیت کسب و کار ها دارند. (قابل توجه مسئولان فضای کسب و کار)
13- قراردادهای کاری را طوری انتخاب کنید که انگار دارید دنبال همسر می گردید
نظر آقای بافت در این باره جالب است: «در جستجو برای یک معامله، ما همان روشی را به کار می بندیم که یک فرد در جستجوی همسر ممکن است استفاده کند. یعنی پیوندی برقرار می کنیم تا چیزی فعال، جذاب، و با ذهن باز را به دست بیاوریم، نه اینکه بخواهیم خودمان را در عجله بیندازیم.» (قابل توجه جوانان جویای کار و همسر)
14- پیش بینی کنید که آینده چه شکلی خواهد داشت وارن بافت،ثروتمندترین مرد جهان
و اما درباره نگاه به آینده، آقای بافت می گوید: «من [برای سرمایه گذاری] دنبال کسب و کارهایی می گردم که بتوانم پیش بینی کنم 10 یا 15 یا 20 سال بعد، چه شکلی خواهند داشت. این به معنای جستجو برای کسب و کارهایی است که در آینده، عملکردی کما بیش شبیه آنچه امروز دارند داشته باشند، با این استثنا که بزرگتر شده باشند و در سطح جهانی کار کنند.»
«بنابراین روی فقدان تغییر تمرکز می کنم. برای مثال وقتی به اینترنت نگاه می کنم، سعی می کنم و بالاخره هم تشخیص می دهم که چطور فلان صنعت یا کمپانی می تواند توسط اینترنت تغییر کند یا صدمه ببیند، و بعد، از آن سرمایه گذاری اجتناب می کنم.»
15- به افراد، به چشم سرمایه نگاه کنید
و حالا اندرز آقای بافت برای دانشجویان رشته مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) را بخوانید: «به هم کلاسی های تان نگاه کنید. یکی را که شخصیتش را دوست دارید برای خرید انتخاب کنید و یکی دیگر را که به نظرتان آدم جالبی نیست برای فروش. بعد این ویژگی ها[ی دخیل در تصمیم گیری] را یادداشت کنید و خواهید دید که هیچ کدام، مادرزادی نیستند بلکه در جریان زندگی به دست می آیند. پس آنها را بنویسید و دنبال کنید.»
16- تشخیص دهید که از چه کسی خوش تان می آید و از چه کسی بدتان
آقای بافت تقریباً درباره هر چیزی نظر خاص خودش را دارد. همه دارند. او می گوید: «آدم یا آدم هایی را که بیش از همه تحسین می کنید انتخاب کرده و بعد بنویسید که به چه خاطر او/آنها را ستایش می کنید. حق ندارید اسم خودتان رو توی این فهرست بیاورید.»
«بعد [از اینکه فهرست را پر کردید] فرد/افرادی را فهرست کنید که صادقانه، دو سنت هم برای شما نمی ارزند و ویژگی هایی را که باعث شده از او/آنها روی گردان شوید را هم یادداشت کنید.»
17- با افرادی کار کنید که برای شان احترام قائل هستید
آقای بافت با چه افرادی کار می کند: «پیش آمده که من معاملاتی را لغو کنم، فقط چون از افرادی که با انجام معامله مجبور به همکاری باهاشان می شدم، خوشم نیامده بود. هیچ دلیلی هم برای تظاهر نداشتم.»
«کار کردن با افرادی که باعث می شوند زخم معده بگیرید، -به جرأت می گویم- شبیه ازدواج کردن با پول و ثروت است. احتمالاً تحت تمام شرایط کار اشتباهی است، حالا اگر ثروتمند هم باشید که دیگر حماقت است.»
18- موقع استخدام، به سه ویژگی کلیدی افراد نگاه کنید
زیر دست یکی از ثروتمند ترین افراد دنیا، چه کسانی کار می کنند؟ او مشخصات افراد مناسب برای استخدام را چنین بر می شمرد: «یک بار کسی گفت که در جستجو برای استخدام افراد، دنبال سه کیفیت بگرد: "صداقت، آگاهی و انرژی. و اگر طرف اولی را نداشت، آن دو تای دیگر تو را خواهد کشت."»
19- صبور باش
نظر آقای بافت در مورد صبر این است: «فرقی نمی کند چقدر تلاش و استعداد وسط گذاشته باشی، بعضی چیزها فقط زمان می خواهند. نمی شود که با باردار کردن 9 زن، 1 ماهه بچه تولید کرد!»
20- با آدم هایی بچرخ که از خودت بهتر هستند
خود آقای بافت (و البته بیل گیتس) که چنین می کند: «ارتباطاتی به وجود بیاور که در آنها، اخلاق و رفتار افراد از خودت بهتر باشد و آن وقت به طور خودکار، در همان مسیر خواهی افتاد.»
21- از اشتباهات خودت درس بگیر
«من اشتباهات زیادی می کنم و در آینده هم اشتباهات زیادی خواهم کرد. این هم بخشی از بازی است. فقط باید اطمینان حاصل کنی که کارهای درست بر اشتباهات چیرگی دارند.»
22- تحقیقات خود را انجام بده
«ریسک ها از اینجا ناشی می شوند که ندانی داری چه می کنی.»
23- بدان که تغییر عادت ها سخت است
«زنجیرهای عادات بسیار سبک تر از آن هستند که حس شوند و در عین حال، بسیار سنگین تر از آن که به راحتی پاره شوند. در سن و سال من، نمی شود عادت ها را تغییر داد. من گیر کرده ام. ولی شما 20 سال بعد، عادت هایی را خواهید داشت که امروز تصمیم گرفته اید در زندگی روزانه تان جاری کنید.»
در ماه ژوئن سال ۲۰۰۶، او ۸۳٪ از دارایی خود را به بنیاد بیل و ملیندا گیتس اهدا کرد. حجم دلاری اهدایی او تقریبأ ۳۰ میلیارد دلار است. اهدای دارایی در این سطح در تاریخ آمریکا بینظیر بودهاست. در آن زمان اعلامشد که این سطح کمک کافی است تا اندازهٔ این بنیاد را به بیش از دو برابر افزایش دهد.
علارغم داشتن ثروت زیاد، او به داشتن زندگی مقتصدانه و رفتار فروتنانه مشهور است. او کماکان در خانهٔ خود در مرکز داندی در همسایگی اوماها، نبراسکا که در سال ۱۹۸۵ میلادی به ارزش ۳۱٬۵۰۰ دلار خریداری کردهاست زندگی میکند. البته اوخانهای گرانتر در لاگونا بیچ، در ایالت کالیفرنیا دارد که در سال ۲۰۰۴ خریداری کردهاست. ارزش خانهٔ او در اوماها در سال ۲۰۰۸ میلادی ۷۰۰٬۰۰۰ دلار برآورد شدهاست.
درآمد سالیانهٔ او در سال ۲۰۰۶ میلادی حدود ۱۰۰٬۰۰۰ دلار بودهاست که در مقایسه با استاندارد درآمد یک شخص با شغل مشابه (مدیر عامل) ناچیز است. در سال ۲۰۰۷ میلادی بافت در بین ۱۰۰ مرد برتر تأثیرگذار در دنیا توسط مجلهٔ تایم آوردهشد. او مردی بسیار فروتن است.
وارن بافت،ثروتمندترین مرد جهان
وارن بافت چگونه ثروتمند شد؟
دوران کودکی:
پدرش هاوارد بافت تاجر و سياستمدار بود. بافت دومين فرزند از سه فرزند و تنها فرزند پسر خانواده است.
او در كودكي در زمينهي پول و تجارت استعداد شگفت انگيزي از خود نشان داد. سوابق و تواناييهايش در محاسبهي دقيق اعداد در ذهن خود، هنوز هم همكاران تجارياش را متحير ميكند. در 6 سالگي، شش جعبهي كوكا كولا به قيمت 25 سنت از مغازهی پدر بزرگش خريد و هر بطري را به ازاي يك سكهي پنج سنتي فروخت؛ در حالي كه كودكان هم سن و سال او بر روي چمن لي لي و بولينگ بازي ميكردند.
وارن تحصيلات خود را در دبستان رز هيل در اوماها آغاز کرد.
کودکی وارن بافت
مهاجرت به واشنگتن دي سي
در سال 1942 پدرش در انتخابات کنگره آمريکا انتخاب شد و به همين منظور وارن به همراه خانواده به واشنگتن دي سي نقل مکان کردند و وي دوران راهنمايي خود را در مدرسه آليس ديل گذراند. در سال 1947 در 17 سالگی از دبیرستان وودرو ویلسون در واشنگتن D.C فارغ التحصیل شد. در دوران دانش آموزیاش 500 دلار روزنامه توزیع كرد. ( این مقدار در حال حاضر معادل دهها هزار دلار است)
صبر و شكیبایی؛ اصل مهم سرمایه گذاری
او با رفتن به درب خانهها و فروش آدامس، نوشابه کوکا کولا و مجلات هفتگي شروع به کار کرد و براي مدتي نيز در مغازه پدربزرگش مشغول بود. در 11 سالگی سه سهم شركت citesservice را به قیمت هر سهم 38 دلار، برای خود و خواهر بزرگش به نام دوریز خرید. در مدت كوتاهی بعد از خرید سهام، قیمت هر سهم به 27 دلار كاهش یافت. وارن ترسیده بود اما هیچ اقدامی نكرد تا اینكه هر سهم به 40 دلار رسید ، او خیلی سریع آنها را فروخت و بعد خیلی زود از این كار پشیمان شد، چون سهام citesservice پس از مدت كوتاهی به 200 دلار رسید.
این تجربه درس بزرگی به او داد؛ اینكه یكی از اصول مهم سرمایهگذاری، صبر و شكیبایی است.
جوانی وارن بافت
اعتراض به اداره مالیات
در سال 1943 ، به اداره مالیات به دلیل گرفتن مالیات 35 دلاری برای دوچرخهاش، اعتراض كرد و سرانجام موفق شد مالیات 35 دلاری دوچرخهاش را حذف كند.
دانشگاه نبراسكا
پدرش تمایل زیادی داشت تا وارن برای ادامه تحصیل به دانشكده علوم اداری و بازرگانی دانشگاه پنسیلوانیا برود.اما او دو سال به دانشگاه نرفت و عقیده داشت بیشتر از استادها میداند! وقتی پدرش در مبارزات مجلس شكست خورد، وارن به خانهشان در اوماها برگشت و برای ادامه تحصیل به دانشگاه نبراسكا رفت. با وجود كار تمام وقت ، تنها در مدت سه سال موفق شد دوره لیسانس را در این دانشگاه بگذراند و فارغ التحصیل شود.
دانشگاه کلمبیا
او در سال 1951 میخواست وارد دانشكده علوم اداری و بازرگانی شود، ولی دانشگاه به دلیل سن كم بافت او را نپذیرفت و او مجبور شد برای دوره فوق لیسانس رشته اقتصاد، به دانشگاه كلمبیا برود. او از دو استاد شناخته شده در تحليل اوراق بهادار، بنجامين(بن) گراهام و ديويد داد استفاده برد.
بن گراهام در طول دهه ي1920 به دليل داشتن تفكرات نو در زمينه بازار سهام، خيلي زود به عنوان يك سرمايهگذار و تحليل گر بزرگ معروف شد. او به دليل بيخطر بودن سهامهاي ارزان، به دنبال آنها بود. بافت در طول تحصيلاتش در كلمبيا، تنها دانشجويي بود كه در كلاس درس بن گراهام نمره A + گرفت. بعد از دورهي فارغ التحصيلي هم تصميم گرفت تا براي گراهام بطور رايگان كار كند، ولي بن نپذيرفت. او بعد از رد شدن پيشنهاد كار توسط گراهام، در وال استريت به عنوان دلال سهام مشغول به كار شد. او با استفاده از در آمد كم اين دوران ، پمپ بنزين سينكلاير را خريد؛ اما چنان كه انتظار ميرفت، پمپ بنزين بازدهي نداشت. بافت به خانهاش در اوماها برگشت و در بنگاه پدرش مشغول به كار شد .
از سال 1951 تا 1954 در شرکت بافت - فالک به عنوان فروشنده سرمايه گذار شروع به کار کرد. از سال 1954 تا 56 به عنوان تحليلگر اوراق بهادار در شرکت گراهام نيومن به کار پرداخت. از 1956 تا 69 به عنوان شريک عمومي با شرکت بافت همکاري داشت.
ازدواج اول
او در زادگاهش با دختري به نام سوزان تامپسون آشنا شد. این دو در آوريل 1952 با هم ازدواج كردند. آنها يك آپارتمان سه خوابهی مخروبه و پر از موش را به مبلغ ماهيانه 65 دلار اجاره كردند.
در سال 1953 فرزند اولشان ، به نام سوزی متولد شد. برای صرفه جویی از یك كشوی خراب لباس برای او تخت درست كردند.
وارن بافت و همسرش سوزان تامپسون
وارن بافت و همسرش سوزان تامپسون
تدریس در دانشگاه
در آن سالها سرمایه گذاری وارن به ایستگاه Texaco و چند مشاور املاك محدود بود كه البته هیچكدام برایش موفقیتی كسب نكرد. در این دوران برای كسب درآمد، در دانشگاه اوماها شروع به تدریس كرد. او قبل از شروع تدریس، برای غلبه بر ترس حرف زدن در جمع و مكانهای عمومی، یك دوره آموزش با دیل كارنگی گذراند. بافت در دانشگاه برای دانشجویانی كه میانگین سن آنها دو برابر سن خودش بود؛ اصول سرمایه گذاری را تدریس میكرد.
همکاری وارن و بن گراهام
در سال 1954؛ بن گراهام ، استاد دانشگاه بافت و سرمایه گذار مشهور، از او دعوت كرد تا با حقوق سالانه 12000 دلار برایش كار كند. سرانجام وارن بعد از مدتها انتظار به آنچه میخواست رسید. بافت و همسرش در حومه ی شهر نیویورك خانهای اجاره كردند . بافت روزها به تجزیه و تحلیل گزارشات و تحقیق در زمینههای موفقیت در سرمایهگذاری میپرداخت. در طول این دوران تفاوتهایی بین روند كار گراهام و بافت آشكار شد. بافت میخواست بداند كه چگونه یك شركت در بین رقبا به برتری دست مییابد و بن به دنبال اعداد و ارقام بود. همچنین وارن مدیریت شركت را عاملی مهم در سرمایه گذاری می دانست؛ اما گراهام صرفا به تراز نامه و صورت در آمد و سود و زیان شركت اهمیت میداد و به نوع رهبری و مدیریت شركت كمتر توجه میكرد. بین سالهای 1950تا 1956 وارن سرمایه ی شخصی خود را از 9/800 دلار به 140/000 دلار رساند.
تولد دومین فرزند بافن؛ هاوارد گراهام
در سال 1954 دومین فرزند بافت به نام هاوارد گراهام به دنیا آمد. وارن نام فرزندش را از نام پدر خود؛ هاوارد بافت، همچنین بنجامین گراهام استاد مورد علاقهاش، انتخاب نمود. هاوارد گراهام بافت به عنوان مدیر ارشد اجرایی در شرکتهای برکشایر هاتاوی، شرکت کوکاکولا و آرچر دانیلز میدلند فعالیت مینماید. ولی فعالیت اصلیاش در زمینه کشاورزی است، که مالک مزرعهای ۱٫۶ کیلومتر مربعی در تکاماه، نبراسکا میباشد.
موسسهی سرمایه گذاری بافت
وارن بافت در سال 1956 با داشتن تجربهای مناسب و همچنین تجارب ارزندهی گراهام و با تمام سرمایهی خود به اوماها برگشت و مؤسسهی سرمایهگذاری بافت را تاسیس كرد.
در اوایل می 1956 با خواهرش دوریز و عمه آلیس به سرمایهای به ارزش 105000 دلار شریك شد. او 100 هزار دلار در Buffet Association Ltd سرمایهگذاری كرد. قبل از پایان سال سرمایه وی به 300/000 دلار رسید و یك خانهی گچكاری شده با 5 اتاق خواب به قیمت 31500 دلار در خیابان فارنام خریداری كرد كه آن را حماقت بافت نامید. در همان سال سومین فرزند او به نام پیتر به دنیا آمد . بافت جلساتش را با شركای خود در آن خانه برگزار میكرد . در آن هنگام زندگی او شكل دیگری گرفت . بافت سه فرزند، یك زن زیبا و تجارت خیلی موفقی داشت. در سال 1957 مالك سه شركت شد. در سال 1958 موسسهی سرمایهگذاری بافت صاحب 7 شركت شد.
در 1962 به يک ميليونر تبديل شد، زيرا سرمايه شرکتش به 7 ميليون رسيده بود که از اين مقدار يک ميليون آن به بافت ميرسيد.
وارن بافت و همسرش
تأسیس شرکت برکشایر هاتاوی
او تمامی شركتها را در یك شركت منسوجات به نام برکشایر هاتاوی تلفیق كرد. در ژانویه 1966سرمایه شركت بافت به ارزش7/178/500 دلار بود كه بیش از1/250/000 دلار متعلق به آقای وارن بود. در سال1966 شركای بافت، سهام برکشایر هاتاوی را به ارزش هر سهم 14/86 دلار خریدند.او در اواخر سال 1966، پذیرش سهامدار جدید را در شركت ممنوع كرد.
بافت؛ رئیس برکشایر هاتاوی
بافت در سال 1967 برای برکشایر هاتاوی یك فروشگاه خرده فروشی خصوصی در بالتیمور خرید كه مسئولیت ریاست هیات مدیره آنرا برعهده گرفت. بركشایر در سال 1967 به ازای هر سهم ، 10 سنت سود داد. او در سال 1970 برای اولین بار رئیس برکشایر هاتاوی شد و نامه ای به سهامداران نوشت. بعد از چندین سرمایه گذاری دارایی خالص او افزایش پیدا كرد. در فاصلهی سالهای 1965 تا 1975 ارزش هر سهم برك شایر، از 20 دلار به 95 دلار رسید. در طول این دوره بافت كه صاحب 29 درصد از سهام برك شایر بود، توانست 14 درصد دیگر از سهام شركت را بخرد و سهام او و همسرش كه 3 درصد از سهام را داشت به 46 درصد رسید.
بافت؛ یكی از 400 ثروتمند دنیا
بافت شركت برکشایر هاتاوی را توسعه داد و همچنین در صنایع مختلف سرمایه گذاری كرد. در سال 1979 با دارایی 140 میلیون دلار برك شایر در ABC سهام خرید. هر سهم به قیمت 290 دلار بود. برك شایر پس از مدت كوتاهی، فروش سهام در ABC را با قیمت هر سهم 775 دلار شروع كرد و با 310 , 1 دلار پایان داد.ثروت خالص بافت ، به 620 میلیون دلار رسید و برای اولین بار، نام او در مجله فوربس به عنوان یكی از 400 ثروتمند دنیا معرفی شد.
وارن بافت در مجله فوربس
خرید شرکت seescandy
او در دهه 1970 فرصت پیدا كرد تا شركتی به نام seescandy به مبلغ 25 میلیون دلار بخرد. این خرید بزرگترین سرمایهگذاری برکشایر هاتاوی بود.
خرید سهام شركت واشنگتن پست
در سال 1973 سهام شركت واشنگتن پست را خرید. این كار او سبب شد تا كاترین گراهام سرپرست روزنامه و نشریات شركت و همچنین عضو هیئت مدیره شود. در سال 1979 نيز سعي در به دست آوردن سهام اي بي سي نمود.
پیشرفت جهانی شركت بافت
بافت به زمان خرید هم توجه دارد. او نمیخواهد در كارهایی كه ارزش مشخصی ندارند، سرمایهگذاری كند. او منتظر كسادی و اصلاح بازار میماند تا كالاهای مطمئن و همچنین سهام شركتهای مطمئن را با قیمت منطقی(پایین) خریداری كند، زیرا كسادی و ركود بازار سهام ، فرصت خرید ایجاد میكند.
هر گاه در بازار، احتكار رایج باشد، بافت محافظهكار میشود و هرگاه سایرین نگران سرمایهی خود باشند؛ بافت پر تكاپو میشود. این استراتژی دوگانه و متضاد، سبب شده تا شركت بافت به پیشرفت جهانی برسد و خسارت مهم قابل توجهی به این شركت وارد نشود. البته انتقادهایی نیز وجود دارد كه شرکت در طول این دوران فرصتهای خوبی را از دست داده است. بافت معتقد است كه سرمایه گذار در خرید سهام باید به گونه ای آن شركت را مورد بررسی قرار دهد كه گویی می خواهد تمامی شركت را بخرد.
او خود میگوید كه در سال 2006، تنها 18 درصد از درآمدش را صرف پرداخت مالیات كرده است در حالیكه كارمندان او با وجود درآمد كمتر 32 درصد، مالیات پرداخت كردند. بافت همیشه سیستم و روند خود را تحسین میكند كه سبب شده تا او به نسبت كمتر از یك منشی مالیات پرداخت كند. وارن بافت بر این باور است كه دلار آمریكا، در یك دورهی طولانی مدت بیارزش میشود. او عقیده دارد كه روند رو به افزایش ركود و كمبود معامله در آمریكا ، هشداری است به این معنا كه داراییها و دلار آمریكا بی ارزش میشود، در نتیجهی این عمل بخش بزرگی از داراییهای ایالات متحده در دستان خارجیها قرار میگیرد. این موضوع او را وادار كرد تا برای نخستین بار در سال 2002 وارد بازار پول خارجی شود. بافت نسبت به دلار بدبین است. او می گوید كه در جستجوی شركتهایی است كه درآمد خویش را از خارج ایالات متحده بدست میآورند. بافت در شركت پتروچین سرمایهگذاری كرد و در وب سایت بركشایر هاتاوی موضوع را مورد بحث قرار داد كه چرا بر خلاف بحثهای موجود دربارهی این شركت، از آن چشم پوشی نمیكند و سرمایههای كلانی در زمینه های مختلف از جمله بیمه، تولید انرژی، بازار قالی، جواهرات و مبلمان دارد. از جمله شركتهای معروفی كه بافت از سهامداران آن است علاوه بر كوكا كولا، آمریكن اسپرس و ژیلت می باشد. به دلیل تركیب نظرات شوخی و جدی بافت در زمینه تجارت سخنان او معروف هستند.(تعدادی از آن سخنان در قسمت پایانی این مطلب ذکر شده است)
چه كسی می تواند مشاور خود را پیدا كند
بافت با خواندن كتاب گراهام به نام "چه كسی می تواند مشاور خود را پیدا كند" در تجارت خود تحولی ایجاد كرد. او قصد خرید و سرمایه گذاری در یك شركت بیمه را داشت. در یك صبح دلپذیر یكشنبه سوار ترن شد و به دفتر مركزی شركت بیمه GEICO رفت. وقتی به آنجا رسید درها بسته بودند ولی او منصرف نشد و بی وقفه و محكم در را كوبید تا سرایدار آمد و در را باز كرد. از سرایدار پرسید: "كسی در ساختمان نیست؟" شانس به بافت رو آورد. او به طبقه ششم رفت و در آنجا هنوز مردی كار میكرد.
او به سرعت در مورد شركت و فعالیتهای تجاریاش از مرد سوالاتی پرسید. صحبتهای آنها چهار ساعت طول كشید. آن شخص كسی نبود جز لوری دیوید سون؛ معاون مالی شركت. این تجربه بزرگ بافت در اصرار بر انجام فعالیت خود سبب شد تا برك شایرهات وی تمامی شركت GEICO را تصاحب كند. در سال 1983، بافت از شركت GEICO و با ارائه بیمهی بیماران، میلیونها دلار سود بدست آورد. در سپتامبر همان سال بنجامین گراهام؛ اسطوره بافت درگذشت و او را با تمام خاطرات و نصایحش تنها گذاشت.
او در سال 1998، بیش از 7 درصد سهام شركت كوكاكولا را به قیمت 1/20 میلیارد دلار خرید. در 1989، به مبلغ 9/7 میلیون دلار هواپیمای جتی برای شركت خرید، اما به دلیل انتقادهایی كه خود او در گذشته از مدیر عاملان شركتهای دیگر برای چنین خریدهایی كرده بود؛ این عمل را توجیه ناپذیر دانست. در سال 1969 گروه كارسون، بافت را به عنوان پولدارترین مدیر قرن بیستم معرفی كردند. او همچنین در سال2002،11 میلیارد دلار برای قراردادهای سلف سرمایه گذاری كرد تا دلار آمریكا را در برابر دیگر پولهای در گردش نجات دهد. سود بافت از این معاملهها 2 میلیارد دلار بود. او موفق شد با سرمایهگذاری در شركتهایی كه سهام آنها به ارزش واقعی خود نرسیده بودند، هر روز به ثروت خود بیفزاید و لقب یكی از ثروتمندترین مردان تاریخ را از آن خود كند.
ازدواج دوم
در سال 2004 سوزان همسر بافت درگذشت. او در سال 2006 با آسترید منكس (Astrid Menks) ازدواج كرد.
وارن بافت و آسترید منكس
امور نیکوکارانه
وارن مخالف انتقال ثروت از یک نسل به نسل بعدی است، از همین رو در ژوئن 2006 اعلام كرد كه بیش از 70 درصد ثروت خود، یعنی 37 میلیارد دلار از 52 میلیارد دارایی خویش را به صورت كمكهای سالانه به بزرگترین مؤسسهی خیریهی جهان، مؤسسهی بیل و ملیندا گیتس(اهداف اصلی تاسیس این بنیاد از سوی بیل گیتس و همسرش، افزایش سلامت و کاهش فقر شدید در سطح دنیا و در آمریکا گسترش دادن فرصتهای آموزشی و دسترسی به تکنولوژی اطلاعات است) میبخشد تا در امور خیریه صرف شود.
حجم دلاری اهدایی او تقریبأ ۳۰ میلیارد دلار است. اهدای دارایی در این سطح در تاریخ آمریکا بینظیر بوده است. در آن زمان اعلام شد که این سطح کمک کافی است تا اندازهٔ این بنیاد را به بیش از دو برابر افزایش داد.
در سال 2008 میلادی به حاکمیت مطلق بیل گیتس به عنوان ثروتمندترین فرد جهان پس از 13 سال، پایان داد.
وارن ادوارد بافت ، ملیندا گیتس و بیل گیتس
وارن ادوارد بافت، به همراه بیل گیتس و همسرش ملیندا گیتس
ثروت وارن بافت
او در سال 1990 به يک بيليونر تبديل شد، زماني که به فروش مقداري از سهام برکشاير هاتاوي پرداخت.
درآمد سالیانهٔ او در سال ۲۰۰۶ میلادی حدود ۱۰۰٬۰۰۰ دلار بوده است که در مقایسه با استاندارد درآمد یک شخص با شغل مشابه (مدیر عامل) ناچیز است. در سال 2007 نامش به عنوان 100 فرد پر نفوذ جهان در مجله تايمز به چاپ رسيد. وي جزو ثروتمندترين افراد جهان ميباشد که در سال 2009 فرد دوم و در سال 2010 فرد سوم جهان معرفي شد. به وي لقب باهوش اوماها و دانشمند اوماها را دادهاند.
او علیرغم داشتن ثروت زیاد، به داشتن زندگی ساده و رفتار فروتنانه مشهور است. او کماکان در خانهٔ خود در مرکز داندی در همسایگی اوماها، نبراسکا که در سال ۱۹۸۵ میلادی به ارزش ۳۱٬۵۰۰ دلار خریداری کرده است زندگی میکند. البته او خانهای گرانتر در لاگونا بیچ، در ایالت کالیفرنیا دارد که در سال ۲۰۰۴ خریداری کرده بود. ارزش خانهٔ او در اوماها در سال ۲۰۰۸ میلادی ۷۰۰٬۰۰۰ دلار برآورد شده است.
ارزش هر سهم شرکت سرمایه گذاری وی با عنوان "برکشایر هاتاوی" که شرکتهای بیمه، نوشابهسازی، شیرینیپزی، مبلسازی، رستوران و فرش بافی را در بر میگیرد، ۸۳۰۰۰ دلار است.
او مانند گراهام به عدم امكان پيش بيني آينده معتقد است و حتي قيمت سهام را نيز بررسي نميكند، زيرا به اعتقاد وي قيمت سهم شاخص گول زنندهاي است و معيار خوبي براي انتخاب سهم مناسب نيست. او یك ماشین كادیلاك DTS دارد.
خانه وارن بافت
منزل مسکونی وارن بافت
ملک شخصی وارن بافت
نكات اصلي سرمايه گذاري وارن ادوارد بافت
- قيمت سهام را در بازار دنبال نكنيد و به جاي پيش بيني تغييرات بازار بر روي تك تك شركتها و ارزش آن ها كار كنيد.
- در مورد خريد سهام همان قدر وسواس داشته باشيد كه در مورد كسب و كار خود داريد. در محدودههاي كاري خود سهم خريده و در مورد سرمايهگذاري خويش دانش كافي داشته باشيد.
- پس از انتخاب سهم مناسب بايد آن را در شرايط خوب و بد حفظ كنيد. در بلند مدت شركتهاي خوب برندهاند و شركتهاي بد از بازار خارج مي شوند.
- شركت هاي خوب را در قيمت هاي پايين بخريد.
- شركت خوب، شركتي است كه از خصوصيات زير برخوردار باشد:
داراي مديريتي خوب باشد.
بيش از حد نياز وجه نقد به دست آورده و آن را به روشي مناسب مصرف كند. يعني يا آن را در فعاليت هاي سود ده سرمايهگذاري كند و يا به صورت سود نقدي و يا بازخريد سهام به سرمايه گذاران خود دهد. با بررسي بازده سرمايه گذاري هر شركت ميتوان عاقلانه بودن مصرف وجه نقد در آن را بررسي نمود.
داراي حاشيه سود بالا هستند.
ارزش بازار آن بيش از سودشان افزايش مييابد.
قيمت خريد خوب زماني است كه قيمت سهم پايين تر از ارزش دفتري باشد (استفادهي مستقيم از نظريه گراهام).
سبد خود را به چند سهم خوب محدود كنيد.
تحقيقات خود را به طور مناسب و روشن انجام داده و تحت تاثير تفكرات ديگران قرار نگيريد.
- دو قانون وارن بافت:
اول پول سهامدارانتان را نسوزانيد.
دوم قانون اول را فراموش نکنيد!
تحصيلات و مدارك علمي:
تحصیل در دانشگاه نبراسكا
فوق لیسانس رشته اقتصاد در دانشگاه كلمبیا
مسئوليت و مقامها:
تدریس در دانشگاه
تاسیس موسسهی سرمایهگذاری بافت
رئیس برکشایر هاتاوی
تحليلگر اوراق بهادار در شرکت گراهام نيومن
فروشنده سرمايهگذار در شرکت بافت - فالک
شريک عمومي شرکت بافت
افتخارات:
در رتبهبندی فوربس در سپتامبر سال ۲۰۰۸ میلادی، به عنوان ثروتمندترین مرد جهان شناخته شد.
در سال 1969 گروه كارسون، بافت را به عنوان پولدارترین مدیر قرن بیستم معرفی كردند.
در سال 2007 نامش به عنوان 100 فرد پر نفوذ جهان در مجله تايمز به چاپ رسيد.
وارن بافت در مجله تایمز
سخنان جالب و مفید وارن بافت:
سالها پیش اسحاق نیوتن سه قانون حرکت را کشف کرد که بسیاری از پیشرفتهای دنیا در تکنولوژی و صنعت مدیون آن است و از بهترین کارهای او است اما هیچ کس روی هوش و استعداد نیوتن سرمایهگذاری نکرد! ما میتوانیم حرکت ستارهها را محاسبه کنیم اما دیوانگی انسانها را هرگز. اسحاق دچار سانحه شد و در کشف قانون چهارم ناکام ماند. به نظر سرمایهگذاران, افزایش حرکت با کاهش سود همراه است.
اگر تنها ۱ درصد انسانها خوش شانس باشند, شما حتما خود را در ۹۹ درصد باقیمانده قرار میدهید.
همیشه میدانستم که ثروتمند میشوم، حتی یک لحظه هم به آن شک نکردم.
اکثر مردم جذب سهامهایی میشوند که دیگران آنرا میخواهند اما باید به دنبال سهامی باشید که کسی آن را نمیخواهد. نمیتوانید چیزی را که همه به دنبال آن هستند، بخرید و بخواهید تا خوب عمل کند.
بازار کوتاه مدت مانند زندان است و مکان امنی ندارد و کار دراین بازار کودکانه است.
همانطور که سرمایه برک شایر به شدت رشد میکند، جهان سرمایهگذاری با همان سرعت میتواند برنتایج کار ما اثر گذارد پس بررسی بیشتری نیاز داریم و باید با استفاده از هوشمندی، برنامه و نقشهای طرح کنیم، البته استفاده از هوش و تفکر زیاد، نه فقط چند لحظه تفکر، پس هر سال می توانیم یک طرح خوب اجرا کنیم. (این تفاوت من است.)
رایجترین دلیل پایین بودن قیمت سهام شرکتها این است: بدبینی عام و خاص به شرکت یا صنعت. قصد داریم تا تجارت را در چنین محیطی انجام دهیم؛ البته نه به خاطر طرفداری از بدبینی بلکه به دلیل علاقه به چنین قیمتهایی. بدبینی، یکی از دشمنان یک خریدار منطقی است.
بدست آوردن موفقیت در سرمایه گذاری به ضریب هوش بستگی ندارد، پس برای بررسی مباحثی که مردم در طول سرمایهگذاری با آن روبرو میشوند، با ضریب هوشی بالای ۲۵ درصد یا متوسط هم تنها به یک روحیه عالی نیاز دارد.
زمان، دشمن تجارت ضعیف و دوست تجارت قوی است. چنانچه شما ۲۰ الی ۲۵ درصد سود از سرمایه خویش بدست آورید؛ زمان دوست شماست اما اگر بازده تجارت شما پایینتر بود, زمان دشمن شماست.
دنبال سرمایهگذاری در بزرگترین تجارت های جهان هستم. موفقیت از آن من است. اگر موقعیت آن برسد، باید جای خود بایستید و منتظر پرتاب به نقطهای باشید که انرا دوست دارید. ممکن است که بقیهی رقبا در خواب باشند، در آن هنگام میتوانید در راستای هدف خویش راحت گام بردارید.
بازار سهام یک بازی بیسبال و بولینگ نیست؛ نبایدبر همه چیزی چیره شوید. می توانید منتظر پرتاب باشید.مشکل اساسی مربوط به زمانی است که شما مدیر مالی هستید، یعنی زمانی که طرفداران داد میزنند: «پرتاب کن» و شما در این هنگام باید محکم و استوار و بدون دخالت احساس، کار خود را انجام دهید.
چنانچه تمامی تجارت و آینده ی تجاری را بشناسید، به ندرت به این روش روی میآورید. آسیبپذیرترین تجارت , آن است که در آن سرمایه گذاران به امنیت زیادی نیاز مند باشند.
اگر بازارها همیشه موثر باشند , پس من حالا میبایست یک ولگرد کاسه به دست باشم.
قانون شماره ۱ هرگز از سرمایه کم نکن. قانون شماره ۲ قانون اول را هرگز فراموش نکن.
خرید سهام یک شرکت معمولی با قیمت نسبتا پایین بهتر از خرید یک شرکت متوسط با قیمت بالا است.
در صورت شناخته نشدن ارزش جواهرات , جواهرساز هم شناخته نمی شود .
اگراینطور تصور میکنید که در طول ۱۰ سال به آسانی نمی توانید به یکسری از اهدافتان برسید پس حتی ۱۰ دقیقه هم به این اهداف فکر نکنید.
در انسان ویژگیهای فاسدی وجود دارد که کارهای آسان را سخت جلوه میدهند. هدف فرد باید به گونهای باشد که بتواند آن کار را به درستی , تمام و کمال انجام دهد.مشکل شما با گذشت زمان حل نمی شود.
نظرات عموم در اندیشه ما جایی ندارند.
باوجود بیمه هیچ محدودیتی برای حماقت و اشتباه وجود ندارد.
اگر تجارت یک شرکت خوب عمل کند. به دنبال آن سهام شرکت نیز از آن پیروی میکند.
مهم ترین ویژگی برای سرمایه گذاری، رفتارشخصی است نه هوش , شما به رفتار و کردار خوبی نیاز دارید که در صورت بودن کنار مردم رویارویی آنان برای شما لذت بخش باشد.
برای بدست آوردن شهرت به ۲۰ سال زمان نیاز است و برای تخریب آن تنها ۵ دقیقه زمان لازم است.
هرگاه از بافت سوال شده است که چگونه در زمینه سرمایهگذاری موفق شدی؟ او پاسخ داده است : هر سال صدها و صدها گزارش سالانه شرکتها را خوانده ام.
هر گز چیزی نمیخرم مگر اینکه بتوانم بر اساس استدلال و منطق خویش قیمت درست را پرداخت کنم.با وجود آگاهی از اشتباه خویش راه حل آن را میدانم . در حال حاضر ۳۲ میلیارد دلار به شر کت کوکاکولا پرداخت کرده ام به این دلیل که….. ؟ اگر نتوانید به این سوال پاسخ دهید پس قادر به خرید آن نیستید و اگر توانستید در طول چند دقیقه از عهده آن برآیید می توانید.
باید بتوانید توضیح دهید که چرا کار میکنید؟ چرا سرمایه گذاری می کنید؟ هرچه است باید روی کاغذ آورید و در صورت عدم ارائه یک پاسخ درست و هوشمندانه نباید شغلی انتخاب کرده و سرمایه گذاری کنید.
زندگی خویش را واقعا دوست دارم و آن را به گونه ای ترتیب داده ام تا آنچه را میخواهم , انجام داده و به آن برسم. به خاطر اینکه زمانی خاص عدهای از مردم درختانی با طول عمر زیاد کاشته اند; الان برخی در سایه آن مینشینند.
من با هوش هستم و روش های را که منطقی است و برروی آن شناخت دارم اگرچه سختیهایی داشته باشند, رها نمیکنم. اگر روشی آسان به من ارائه شود که اصلا شناختی درباره آن نداشته باشم , در این مسیر موفق نمی شوم و سرمایه خود را از دست می دهم .
به دنبال یک چیز واهی نیستم که در من امید ایجاد کند ; مثل یک سال خوب و پر شانس و هرگز نمیخواهم با پول دیگران به شانس برسم ; با محیط بازار شارژ نمی شوم و نمی خواهم وارد بازی شوم که در مورد آن شناخت ندارم تنها به دلیل اینکه یک قهرمان را شکست دهم.
نوع جنگ من برنده شدن است و دیگر هیچ .
وارن بافت،ثروتمندترین مرد جهان
خورشید باش : در مهر و دوستی
کوه باش : در هنگام خشم و غضب
رود باش : در سخاوت و یاری به دیگران
دریا باش : در کنار آمدن با دیگران
خودت باش : همانگونه که می نمایی..
ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻧﮑﻨﯿﺪ:
ﺍﻭل ﺁﻧﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ…
ﺩﻭﻡ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ…..
همیشه یادمان باشد که نگفته ها را میتوان گفت ولی گفته ها را نمیتوان پس گرفت!
چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ بزنی
همیشه شکست با کوزه است ...
چشمی که دائم عيبهای ديگران رو ببينه ، اون عيب رو به ذهن منتقل میکنه و ذهنی که دائماً با عيبهای ديگران درگيره ، آرامش نداره ، درونش متلاطم و آشفته است .
👈در عوض چشمی که ياد گرفته هميشه زيبايیها رو ببينه ، اول از همه خودش آرامش پيدا میکنه ، چون چشم زيبابين عيبهای ديگران رو نمیبينه و دنيای درونش دنيای قشنگیهاست
شاید آنقدر از خودت دور شده ای و دست به تقلید زده ای که درونت را گم کرده ای.
خودت را کشف کن آلیس باش درون تو سرزمین عجایبیست که نیاز به کشف دارد،
اما تو همیشه درگیر ِدنیای بیرونت هستی همه اش می خواهی دیگران را کشف کنی
نیتشان را بفهمی اصلا بفهمی خوبند یا بد!
خودت را پیدا کن آن قدر خودِ جذابی درون هر انسان هست که اگر کشفش کند
آن را به هیچ قیمتی نمي فروشد خودت را با نيروی مثبت كشف كن
تو بهترین هستی.
موفقیت بینظیر است، اما شکست هم فواید قابل توجهی دارد. فهرست زیر بر اساس گفتوگو با یکی از برترین سخنرانهای انگیزشی و نویسندهی شهامت شکست آرت مورتل، تهیه شده است.
۱. شکست بیشتر از موفقیت به شما درس میدهد، به ویژه دربارهی خودتان.
۲. شکست فروتنی شما را تجدید میکند و هدفمندیتان را تقویت میکند.
۳. شکست بهترین فرصت را فراهم میکند تا ایدههای جدید را امتحان کنید.
۴. شکست کمک میکند اصلاحاتی انجام دهید تا در مسیر هدفتان باقی بمانید.
۵. شکست شما را پختهتر و انعطافپذیرتر میکند.
۶. شکست به شما یادآوری میکند نسبت به خودتان و اطرافیانتان مهربانتر باشید.
۷. شکست مدال شهامت است، چون شما جرات داشتید ریسک کنید.
۸. شکست حس بسیار مهم صبوری را تقویت میکند.
۹. شکست به شما هشدار میدهد مسائل را به خودتان نگیرید (یا بیش از حد جدی نگیرید).
۱۰. شکست عزت نفستان را بر پایهی شخصیتتان میسازد، نه کاری که انجام میدهید.
پریسا_زابلی
من آدم حساسی نيستم ، وقتی خانهی والدينم را ترک كردم گريه نكردم ، وقتی گربهام مرد گريه نكردم ، وقتی در ناسا كار پيدا كردم گريه نكردم و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گريه نكردم !!
اما وقتی از روی ماه به زمين نگاه كردم بغضم گرفت با ترديد با پرچمی كه بنا بود روی ماه نصب كنم بازی میکردم از آن فاصله رنگ و نژاد و مليتی نبود ما بوديم و یک خانه ی گرد آبی ، با خودم گفتم انسانها برای چه میجنگند ؟!
انگشت شصتم را به سمت زمین گرفتم و کره زمین با آن عظمت پشت انگشت شصتم پنهان شد و من با تمام وجود اشک ریختم ...!!
نيل_امسترانگ
در حضور هفت گروه، 7 کار را مخفی کن تا سعادتمند گردی:
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻓﻘﯿﺮ، ﺩﻡ ﺍﺯ ﻣﺎلت ﻧﺰﻥ.
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭ، ﺳﻼﻣﺘﯽﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺧﺶ ﻧﮑﺶ.
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ، ﻗﺪﺭﺕﻧﻤﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻏﺼﻪﺩﺍﺭ، ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻧﮑن
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ، ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﻩﻧﻤﺎﯾﯽ ﻧﮑن
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﯽﺑﭽﻪ، ﺍﺯ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦ
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ یتیم، ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻧﮕﻮ
حضرت_علی_علیه_السلام
گابریل_گارسیا_مارکز
قدیس
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد،
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه،
سواد، یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!
این شعور هست که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان میبایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند!
چه بسا ما شخصیتهای برجسته علمی و دانشگاهی داریم که سواد دارند ولی شعور ندارند.
بیشعوری
مجازی_نباشیم
دفتر پاک نويسی بخرم !
زندگی را بايد از سر سطر نوشت..
قيصر_امين_پور
گابریل_مارسل
دوستان میتوانند از هفته بعد اقدام به ثبت سفارش نمایند
از صبر وشکیبایی شما متشکریم
شاید این یک تعصب باشد ... ولی من باور نمیکنم که انسانی؛ علت صعودش به قله را دیدنِ منظره ی اطراف بیان کند!
هیچ کسی سختی کوهستان را برای دیدنِ یک منظره تحمل نمیکند. قله؛ تنها جایی بر کوهستان نیست. قله در قلب و ذهن ما جای دارد .
قله ؛ پاره ای از یک رویاست که به حقیقت می پیوندد.
و مدرکی مسلم بر این است که زندگیمان بامعناست.
قله نشانی از آنست که میتوانیم باقدرت اراده و توان جسممان ؛
زندگی را به آنچه میخواهیم و آنچه دستانمان قدرت خلق آن رادارند؛ تبدیل کنیم ...
📚 لمس بام دنیا
✍ اریک واینمایر